تبليغاتX
مــــــــــن و تــــــــــــو

مــــــــــن و تــــــــــــو
 
(خـــانـــواده همـه چیـــز است --- بزرگترين وبلاگ روانشناسی )
Display Pagerank

خواننده محترم ،  در نوشتن مطالب اين وبلاگ سعي كرده ام طوري بنويسم كه مطلب ، ساده، بي ريا، قابل درك براي همه خصوصآ افراد كم سواد باشد لذا خواندن آنرا براي شما پدر و مادر گرامي كه داراي فرزند هستيد و نيز همه جواناني كه خودشان را براي زندگي مشترك آماده مي كنند توصيه مي كنم.

در مقابل از همه عزيزان انتظار و توقع دارم كه به يك نكته مهم عنايت داشته باشند و آن اينكه زندگي در خوب خوردن ، شيك پوشيدن، راحت خوابيدن، گردش و تفريح و... خلاصه نمي شود زيراكه اين تجملات مادي و ظاهري هرگز نمي تواند شخصيت كسي را بالا برده و خوشبختي خانواده اي را به تنهايي تامين نمايد بنابراين شما بايد بعد از تشكيل زندگي بايد با توكل به خدا و پشتكار و استفاده از تجربيات شخصي، و مطالعاتي كه داريد علاوه بر تلاش براي فراهم نمودن زندگي راحت براي خانواده تان بايد به فكر خدمات اجتماعي نيز باشيد كه يكي از آنها تربيت فرزندان صالح و سالم و تحويل آنها به اجتماع است و تنها در اينصورت است كه ثابت مي كنيد  فرزندان جامعه ما به حق همگي مرد و كدبانو بوده و داراي چه لياقت و استعدادهايي هستند.

آري چشم اميد جامعه به شما است تا كمر همت به تربيت صحيح كودكان بر بنديد و يقين داشته باشيد اگر افراد جامعه سالم باشند جامعه نيز به خودي خود مسير سلامت و سعادت را خواهد پيمود.

در پناه حق موفق باشيد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 توسط فرامرز

براي موفقيت در هر كاري دو عامل مهم دخيل است يكي انتخاب راه و روش درست و ديگري اعتماد به نفس.

يقينآ براي پشت سر گذاشتن امتحانات نيز بايد به اين عوامل توجه نمود تا بتوانيم به راحتي به اهداف مد نظر خود دست يابيم. ذيلآ به چند مورد اساسي اشاره مي گردد:

1-در شروع كار اگر به مطالعه بي ميل هستيد سعي كنيد اشتياق به آن را در خود تقويت كنيد براي اين كار كتابتان را به چند بخش  تقسيم نموده و هر روز بخشي را مطالعه كنيد انباشته نمودن درسها براي شب امتحان باعث ايجاد استرس و اضطراب در شما شده و نتيجه دلخواه عايد نخواهد شد.

2-در روزهاي امتحان بيشتر مواظب سلامت جسماني خود بوده و تغذيه مناسب نيز داشته باشيدچون عقل سالم در بدن سالم است  خوردن خرما با شير ، ميوه جات تازه و.... بسيار مفيد است.

3-به اندازه نياز بخوابيد و مطالعه را صبح زود و بعد از صرف صبحانه آغاز كنيد چون بدن و ذهن شما كاملآ آماده ياد گيري است.

4- محيطي مناسب ، سالم ، آرام براي مطالعه داشته باشيد تا قدرت تمركز و ياد گيريتان افزايش يابد.

5-ساعات مطالعه خود را روزانه و به مرور افزايش دهيد.

6-حين مطالعه فرصتي را براي استراحت به ذهن بدهيد معمولآ هر يك ساعت يك ربع استراحت كافي است.

7-عوامل مخل در يادگيري از قبيل تلويزيون، بازيهاي كامپيوتري، و... را به حد اقل رسانده يا كلآ حذف كنيد .

8-  از شيوه بحث گروهي( پرسش و پاسخ)در يادگيري استفاده كنيد .

9- اگر حين امتحانات وقت اضافي براي يك درس داريد كتب سخت ديگر را نيز مطالعه كنيد.

10- از مطالب مشكل و سخت يادداشت برداريد و آنها را چند ساعت قبل از امتحان مطالعه كنيد.

11- يك ساعت قبل از امتحان مطالعه را رها كنيد تا با ذهني  آرام و آسوده وارد جلسه شويد ضمنآ بحث هاي بي مورد در شما استرس ايجاد مي نمايد.

12- سر جلسه موارد ذيل را رعايت نماييد

الف: به حرف دانش آموزان تنبل، متقلب، و مزاحم گوش ندهيد .

ب:همه سوالات را يكباره نگاه نكنيد اگر سخت باشد اضطراب شما افزايش يافته و تمركز تان به هم مي ريزد پس سوالات را به ترتيب خوانده و جواب دهيد.

ج: وقت خود را صرف پيدا كردن جواب براي سوالاتي كه نمي دانيد هدر نكنيد پاسخ به آنها را به وقت اضافه بسپاريد.

د: دانستن سوال نصف جواب است پس همه سوالات را تا آخر بخوانيد خصوصآ در سوالات تستي كه موارد مشابه زياد است.

ه: سعي كنيد زماني را در آخر جلسه براي چك نمودن و مرور نوشته هايتان در نظر بگيريد تا مبادا آنها را اشتباه يا جابجا جواب نداده باشيد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 توسط فرامرز

همه ما بدون اينكه متوجه كار خود باشيم گاهآ نق زده ايم و طرف مقابلمان را با جملات مربوط و بعضآ نا مربوط بمباران كلماتي نموده ايم و در نهايت واكنش او را بصورت ايجاد كينه، سردي روابط، پرخاشگري و حتي دعوا بر انگيخته ايم.

نق زدن بيشتر در بين خانمها رايج تر است تا آقايان چراكه آنها معتقدند بهترين راه براي مقابله با مردها و به كرسي نشاندن حرف همين شيوه است اما بايد پذيرفت نق زدن علاوه بر اينكه زندگي شيرين را به كام خانواده تلخ مي كند اثر رواني منفي نيز بر كودك دارد چراكه او را از تفكر خلاقانه و سازنده محروم مي كند و در نهايت كودك را در آينده از يك ارتباط سالم و اصولي و منطقي دور مي سازد كودكي كه در چنين محيط نا سالم و پر از تنش رشد مي كند فكرش محدود مي ماند او بتدريج مي آموزد براي رسيدن به خواسته هايش فقط بايد حرف بزند بدون اينكه بدنبال راه حل منطقي براي حل مسئله باشد در نتيجه او از تكامل و پيشرفت باز مانده و از مواجهه با مشكلات زندگي در مانده مي شود .

بنابراين والدين عزيز بايد علت نق زدن را شناسايي نموده و ريشه اين علف هرز را در باغ خانواده بخشكانيد تا گل وجودتان (فرزند) براحتي رشد و نمو كنند.

ذيلآ به سه علت مهم نق زدن اشاره مي شود:

1-موضوعي همسرتان را آزار مي دهد:

سعي كنيد به جاي مقابله يا فرار از نق زدن همسرتان با صبر و حوصله منشاء ناراحتي را شناسايي نموده و از بين ببريد.

2-علت به ارتباط شما بر مي گردد:

اگر شما فردي هستيد كه به همسرتان بي توجهي مي كنيد و اهميتي به خواسته ها و كلام او نمي دهيد يقين داشته باشيد او تلاش خواهد كرد با نق زدن شما را به گوش دادن وادار سازد پس سعي كنيد زماني را هر چند كوتاه به همسرتان اختصاص دهيد و در ضمن شنونده خوبي نيز باشيد.

3-علت ديگر مي تواند به شكل يادگيري و عادت در فرد بروز كند .

راهكارهاي مهم:

1-در انتقاد از همسرتان هميشه به يك موضوع بسنده كنيد و ما بقي موضوعات را به زمان و وقت مناسب ديگر بسپاريد زيرا انتقاد هم زمان چند موضوع آنهم در حضور جمع مي تواند احساس حقارت را در همسرتان بر انگيخته و او در مقابل شما حالت دفاعي به خود بگيرد و مسله بيخ پيدا كند.

2-نق زدن خانمها هميشه ناشي از مسائل مادي نيست چراكه او به حمايت معنوي و روحي شما شديدآ نيازمند است پس سعي كنيد هرگز زحمات همسرتان را ناديده نگيريد بلكه به او بگوييد وجودش چقدر در زندگي براي شما اهميت داشته و مهم است هميشه تلاش كنيد كانون خانواده را با هيزم محبت گرم نگه داريد تا كمبودهاي مادي احتمالي در سايه عشق و محبت شما بر طرف گردد.

3-سعي كنيد خواسته هاي خودتان را رك و پوست كنده با همسرتان در ميان بگذاريد و از او براير حل مسئله كمك بخواهيد هرگز از كنايه استفاده نكنيد خصوصآ اينكه مردكمتر كنايه زن را متوجه مي شود .

4- لحن كلامتان را تغيير دهيد مثلآ بجاي اينكه بگوييد: ( تو هميشه به من بي توجهي مي كني) بهتر نيست بگوييد:( عزيزم من به هم صحبتي شما نيازمندم) باور كنيد چنين كلماتي معجزه مي كند.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 توسط فرامرز

همه ما دانش آموزان مدرسه زندگي هستيم كه استاد پير آن تجربيات ارزشمند و گرانبهاي خود رابه بهايي گران در اختيار ما قرار مي دهد لذا بر ماست تا از اين تجربيات درس گرفته و از آن براي ساختن آينده اي بهتر سود ببريم  و اگر غفلت ورزيده، هدف و برنامه نداشته و در انديشه ي آينده نباشيم مسلمآ آينده اي نيز نخواهيم داشت تا با دلخوشي و طيب خاطر بقيه عمرمان را در آن سپري كنيم.

همچنين بايد از تجربيات بدست آمده براي سعادت ديگران نيز استفاده كنيم چراكه سعادت ديگران و همنوعان بخش مهمي از خوشبختي ما را تشكيل مي دهد بعبارت ديگر بايد در زندگي اجتماعي بسان شمع بود كه با آب شدن خود به ديگران نور بدهيم.

آري والدين عزيز، تجربيات بزرگترين معلم انسانند بشرط اينكه ما نيز بتوانيم به نحو شايسته از آنها استفاده نموده و دانش آموز خوبي باشيم براي اينكار هم بايد در همه مراحل زندگي تبات قدم داشته باشيم چون رمز موفقيت و چشيدن مزه پيروزي داشتن استقامت و اراده محكم است و تنها در اينصورت است كه دشواريها و سختي ها و مشكلات زندگي انگيزه اي براي به پيش راندن انديشه ي ما خواهد بود.پس بر ما واجب است كه تجربيات گذشتگان و خودمان را در اختيار فرزندانمان قرار دهيم و چراغ راهنما ي آنها در شب تاريك باشيم و از افتادن آنها در چاله هاي انحراف و گمراهي و احيانآ دره هاي بدبختي جلو گيري كنيم.

لذا بايد به فرزندان خود بيآموزيم:

1-اگر بخواهيم آينده مان را پيش بيني كنيم بهترين راه اين است كه با صبر و اميد و پشتكار كه عامل موفقيتند آينده مان را خودمان بسازيم.

2-بيآموزيم كه هنر انسان موفق در تبديل مشكلات زندگي به فرصت ها است و هرگز فرد خواب آلود مزه موفقيت را نخواهد چشيد پس يادمان باشد كه با يك اراده استوار و خم نشونده مي توان جهان را درست مطابق ميل خودمان تغيير دهيم.

3-به فرزندان تفهيم كنيم كه صرف داشتن استعداد ما را به هدفمان نمي رساند چراكه بايد خواستن و تلاش و كوشش را نيز به آن بيفزاييم و در اينصورت است كه استعداد هاي خدادادي  در وجودمان كه بسان معدن طلا هستند كشف  مي شوند و گر نه اگر به حال خود رها شوند استعداد ها بلا استفاده و عقيم خواهند ماند.

4-سعي كنيد فرزندتان را براي رسيدن به اهداف و پذيرفتن مسئو ليت هاي بزرگ زندگي تشويق كنيد و هرگز از تنبيه براي اينكار استفاده نكنيد بلكه طوري رفتار كنيد كه تشويق نكردن شما براي او تنبيه محسوب شود.

5-به او ياد دهيد كه ارزشمندترين سرمايه هر انسان شخصيت او است پس همگام با او در جهت ساختن شخصيت عالي براي فرزندتان بكوشيد.

6-كيفيت زندگيمان ارتباط تنگاتنگي به  نحوه استفاده مان از زمان دارد يعني فرصت ها و زمان را هرگز نبايد از دست بدهيم پس به فرزندانمان نيز اين مطلب را بيآموزيم تا آنها بتوانند با انضباط و تسلط بر نفس بتوانند در بازي زندگي پيروز باشد.

7-به او ياد دهيد كسي موفق و پيروز است كه همواره افكار و انديشه ي خود را از قوه به فعل در آورد و بصورت عملي وارد ميدان زندگي  شود پس براي اينكار نيز اعتماد بنفس را در او تقويت كنيد و با اندازه اصولي در زندگي به او آزادي كنترل شده بدهيد.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 توسط فرامرز

همه ما دلمان مي خواهد مورد توجه ديگران قرار گيريم ، كارهايمان مورد تعريف و تمجيد قرار گيرد ، در مقابل اعمال خوب قدرمان را بدانند و دوستمان داشته باشند و بسياري كارهاي ديگر كه همگي ناشي از ميل به خودنمايي در ما است.

گاهي نيز خودنمايي در لباس آراستگي و زينت خود را نشان ميدهد البته قبل از هر چيزي يادآوري اين نكته ضرورت دارد كه پاكيزگي ، آراستگي و... امري است كه دين مبين اسلام نيز بر آن تاكيد فراوان دارد چراكه آراستگي ريشه در كمال گرايي انسان داشته و بيانگر شخصيت و سلامت روح و روان فرد است اما آنچه در اين ميان توجه انسان را مي طلبد اين است كه اين آراستگي و زينت ظاهري نبايد از حد معقول و منطقي خود بگذرد و حالت افراط گونه داشته باشد اگر اينطور باشد قطعآ عوارض و خطرات جدي براي فرد و جامعه در بر خواهد داشت.

خودنمايي اغلب در زنان ديده مي شود تا مردان. و اين موضوع نه تنها يك مسئله شخصي به حساب نمي آيد بلكه بايد گفت كه يك مسئله و معضل اجتماعي محسوب مي شود كه پيامدها و نتايج ناگوار آن به شكل هاي مختلف خود را نمايان مي سازد گسترش فساد اخلاقي ، بي بند و باري، خشونت و تجاوز عليه زنان، رشد مصرف گرايي و ....... را مي توان از عوارض هاي آن ذكر كرد.

علت مهم كه در گرايش و سوق دادن انسان به خودنمايي موثر است تمايل انسان به حذف و از بين بردن كمبودها و نقص ها است بعبارت ساده تر اينكه وقتي فرد كاستي در خود مشاهده مي كند كه ممكن است ناشي از عوامل محيطي ، وراثتي، تاثيرات شيميايي و .... باشد تلاش مي كند به هر نحو ممكن آن را در درون ويا در ظاهر خود نابود سازد و بدين ترتيب به خودنمايي گرفتار مي شود خصوصآ زنان كه حساسيت شديدي به ظاهر و زيبايي خود ميدهند سعي مي كنند با آرايش هاي غليظ و آنچناني و پوشيدن لباسهايي كه به چشم در آيد نظر و توجه ديگران را به خودشان جلب كنند تا بر عيب و نقصانشان سر پوش بگذارند و  عقد هايي را كه در وجودشان مدتها سركوب شده از بين ببرند اما اين عمل آنها سبب تحريك و انعطاف بيشتر مردام بيمار دل و هوسباز شده و آنها را به فكر آزار و اذيت و تعرض به زنان بر مي انگيزد.

لذا  آراستگي و زينت براي انسان اگر از حد مجاز تجاوز كند نه تنها سبب تقويت روابط زن و مرد نمي گردد بلكه عامل مهمي براي ايجاد شكاف، اختلاف خانوادگي، سست شدن بنيان خانواده و حتي طلاق مي شود.

آري والدين عزيز، شما كه از بي توجهي، مد پرستي همسر يا فرزندتان گله منديد خوب ميدانيد كه درد اجتماع ما چيست؟ شما بهتر مي دانيد كه گسترش بي حجابي كه بيشتر ناشي از نفوذ ماهواره در خانواده و پيامد آن، رواج فرهنگ مصرف گرايي غربي  است چه عوارض جدي و جبران نا پذيري را مي تواند براي بينان خانوادها در بر داشته باشد و نيز به روشني درك مي كنيد اگر مادران و دختران ما راه صحيح زندگي، طرز رفتار اصولي و نوع پوشش ظاهري خودشان را بلد بودند و حجاب خود را رعايت كرده و سادگي و زندگي بدور از خودنمايي، افاده فروشي ، آرايش و  مد پرستي را نثار آينده خود و فرزندشان مي كردند امروز شايد جايي براي اين همه گله و شكايت باقي نمانده بود.

پدر عزيز، مادر محترم، تامين آينده فرزندان وظيفه هر والديني است بنابراين در لباس و آرايش ظاهري آنها همچون آرايشهاي دروني شان دقيق بوده و سعي كنيد مربي و استاد خوبي براي آنها باشيد . به فرزندتان تفهيم كنيدكه شخصيت و محبو بيت و زيبايي به اين معنا نيست كه با پوشيدن لباسهاي جلف،آرايشهاي تند و زننده و خودنمايي هاي آنچناني از اين و آن تقليد و پيروي كنيم . برايشان بفهمانيد كه زيبايي واقعي انسان در سيرت و اخلاق نيك، سادگي ، پاكدامني و محبوب بودن، صداقت و امانت داربودن و پرورش فرزندان صالح و نمونه و.... است پس سعي كنيد خودتان عفت و حجاب را پيش فرزندتان رعايت نماييد و الگوي عملي برايشان باشيد تا آنها نيز روش درست زندگي را از شما ياد بگيرند و به آن عادت كنند و تنها در اينصورت است كه از معضلات و عوارض سوء خودنمايي مصون خواهند ماند و جامعه نيز مسير سعادت و سلامت را خواهد پيمود.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 توسط فرامرز

شايد از لفظ مسري بودن اينطور برداشت شود كه وسواس نيز همانند ديگر بيماريهاي مسري از طريق انتشار ميكروب و ويروس از شخصي به شخص ديگر سرايت بنمايد ولي اينجور نيست . در اينگونه موارد بايد علت را در درون و روان فرد جستجو كنيم چراكه هميشه اين عوامل و تلقينات منفي و بيش از حد معمول هستند كه در پيدايش اين بيماري در فرد دخيلند.

براي روشن شدن موضوع مثالي مي زنم: فردي را در نظر بگيريد كه در امورات مربوط به نظافت و پاكيزگي خودش بيش از حد منطقي سخت مي گيرد حتي او به اشيائي كه با دستهاي خود و چندين بار شسته نيز ترديد دارد حالا فرد ديگري را تصور كنيد كه با اين فرد وسواسي ارتباط و همنشيني مداوم و گسترده داشته باشد او بعد از مدتي  به لحاظ محصورات اخلاقي يا شايد به جهت احترام خاص به فرد ذكرد شده و يا ساير دلايل ديگر راه و روش او را در كارهايش پي مي گيرد و درست همان كاري را مي كند كه او انجام مي دهد يعني در اثر تلقين و تكرار به نظافت وسواس بخرج مي دهد و تا آنجا به پيش مي رود كه ديگر منطق عقلاني خود را از دست داده و در يك كلام  تابع و مطيع وسوسه هاي شيطان دروني خودش مي گردد . چنين اشخاصي متاسفانه بعلت اينكه در روانشان نابساماني بوجود آمده است قادر به تصميم گيري سريع ، درست و منطقي نيستند و براي خودشان يك زندگي تنها و انزوايي درست كرده اند زندگي طرد شده از اجتماع ، و تنها راه درمان و نجات فرد ذكر شده از دام يك روان نا بسامان نيز در اينگونه مواقع بالا بردن اعتماد به نفس و ارتقاء شخصيت او است بدين معنا كه بايد حقايق و واقعيت هاي زندگي را براي فرد آگاه نمود و  راه و روش مبارزه با مشكلات  را نيز به او آموخت . بنابراين اينكه گفته مي شود وسواس يك بيماري مسري است به همين خاطر است.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم اسفند 1390 توسط فرامرز

يكي از صفات مثبت و قابل تحسين و تمجيد در  مردان غيرت آنها است كه باعث شده است هميشه مرد از ابتذال زن ناراحت شده و از آن نفرت داشته باشد و هميشه زنان با حياء ، با عفت ، متين، و سنگين را بستايد .

غيرت در مردان سبب مي شود آنها در حفاظت و مراقبت از حريم خانواده  كه همه چيزشان است احساس مسئوليت بنمايند و هميشه به ناموس خود تعصب بخرج دهند.

اين حس دروني و ذاتي كه از ابتداء خلقت و آفرينش در نهاد و وجود هر مردي تعبيه شده است ارتباط مستقيم و تنگاتنگي با موضوع كمالات در انسان دارد يعني اگر شخصي بتواند مراقبت هاي لازم را از نفس خود بنمايد و جلوي وسوسه هاي نفس سركش و ويرانگر خود را كه هر لحظه او را بسوي بديها سوق مي دهد بگيرد مسلمآ خواهد توانست به درجه اعلاي كمالات و انسانيت دست يا فته و بر معرفت و شناخت و نيز غيرت خود بيفزايد و آن را در وجودش تقويت نمايد.

 همانطوريكه مي دانيم افراط و تفريط در همه چيز و هر امري نكوهيده و ناپسند مي باشد اين مسئله درمورد غيرت نيز صادق است يعني انسان نبايد در آن كوتاهي و يا تند روي داشته باشد.

پس با اين حساب براي غيرت نيز آفت هايي را ميتوان متصور بود كه در صورت عدم رعايت گريبانگير فرد خواهد بود يعني اگر فرد در غيرت كوتاهي نمايد و اسير هواهاي نفساني گردد غيرت اش به بتدريج كم رنگ شده و از بين مي رود و يا بر عكس اگر افراط كند نتيجه سوء آن به مرور سبب بد گماني ، تيره شدن دل، سوء ظن بي جا، سخت گيري فرد به خانواده و... شده و قطعآ مشكلات روحي و عاطفي براي خود فرد و خانواده اش پيدا خواهد شد .

بنا براين مسئله اي كه بايد با آن توجه نمود اين است كه فرد بايد غيرت اجتماعي را نيز در وجودش تقويت كند  و آن بدين معنا است كه فرد بايد همانطوريكه به ناموس خود اهميت ميدهد بايد ناموس ديگران را نيز ناموس خودش بداند و ديدگان خود را از نگاههاي هرزه كه موجب گمراهي او خواهد شد بپوشاند در اينصورت علاوه بر اينكه زنان از نگاههاي آلوده و اعمال زشت مردان در امان خواهند بود جامعه به پاكي و طهارت و بسوي سعادت نيز رهنمون خواهد شد و بسياري از معضلات اجتماعي ناشي از اين كار كه دامن خانواده ها را فراگرفته بر طرف خواهد شد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 توسط فرامرز

همه والدين بايد نسبت به تكاليف مدرسه و امور تحصيلي فرزندشان بسيار حساس و دقيق بوده و با دور انديشي و آينده نگري و نيز واقع بيني كليه نياز هاي كودك را درك نموده و سعي كنند با تشويق و ترغيب او يار و ياورش باشند.

متاسفانه برخي والدين در اين زمينه راه افراط و تفريط را مي پيمايند برخي ها كه خود را نا علاج و در مانده احساس مي كنند تلاش مي كنند براي كشاندن كودك به مسير صحيح مطالعه و تمرين و ممارست مطالب درسي از زور و خشونت و تنبيه بهره بجويند تا بتوانند به هدف خود دست يابند اما از نكته مهم در اين زمينه  غافلند و آن اينكه علت  و سرچشمه بسياري از نا بسامانيها و عقده هاي موجود در كودك همين مسئله است پس پدر و مادر ان بهتر است حربه ترس و خشونت را كنار گذاشته و با مهر و محبت ، شوقي در دل كوچك و معصوم كودك براي تحصيل علم و آموختن ادب بيآفرينند و بقول حافظ:

درخت دوستي بنشان كه كام دل ببار آرد                   نهال دشمني بر كن كه رنج بي شمار آرد

و تنها در اينصورت است كه قادر خواهيد بود به وظيفه اصلي خود كه همانا راهنمايي درست و اصولي كودك و پرورش جسم و روح او است دست مي يابيد و به داشتن فرزندي نمونه و مسوليت پذير افتخار كنيد.

برخي از والدين نيز پا را فراتر نهاده و چون دلشان نمي خواهد ذره اي از غم و اندوه و ناراحتي را در سيما و چهره ي فرزندشان ببينند خودشان را موظف و مكلف به انجام تكاليف درسي او مي كنند تا مبادا كودك با نوشتن تكاليف زياد دستش خسته شود اما بايد توجه نمود كه كودك هميشه والدينش را مغز متفكر خود مي داند پس اگر پدر و مادر فقط نقش مشاور و راهنمايي كننده را در كارها داشته باشد كارهاي كودك به گردن خودش مي افتد و مجبور مي شود آنها را انجام دهد در نتيجه اعتماد به نفس او بالا رفته و يقينآ بسوي تكامل فكري و هوشي نيز پيش خواهد رفت ..

پس اگر مي خواهيد در امور تحصيلي فرزندتان مشاركت كنيد به چند مورد مهم ذيل عنايت داشته باشيد:

1-شما مشوق و راهنما باشيد و پاسخ همه مسائل را براحتي و آساني در اختيار كودك قرار ندهيد  سعي نكنيد با دلسوزي بي موقع و بيش از حد جلوي خلاقيت و ابتكار و نوآوري در او گرفته شود بلكه با طرح سولاتي ذهن او را به چالش واداريد تا فرزندتان در آينده ذهني باز و خلاق داشته باشد.

2-ارتباط مستمر شما والدين عزيز با مربيان زحمتكش و دلسوز مدارس قطعآ در پيشرفت تحصيلي فرزندتان بسيار موثر است چون بهتر مي توانيد با اهداف مربي آشنا شده و از تجربيات آنها در اين زمينه سود بجوييد.

3- فضاي حاكم برخانواده را به يك محيط گرم و دل انگيزو دوشت داشتني  تبديل كنيد و با فراهم نمودن امكانت تحصيلي براي فرزندتان او را در دستيابي و رسيدن به اهدافش ياري كنيد.

4- به نمرات درسي كودك زياد حساس نباشيد و از ابتدا به او بيآموزيد آنچه برايتان بيشتر اهميت و ارزش دارد تلاش و فعاليت اوست و يقين داشته باشيد اين كار علاوه بر موفقيت تحصيلي در بدست آوردن ساير مهارت هاي  زندگي آينده بسيار تاثير گذار خواهد بود.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 توسط فرامرز

از ميان همه عوامل موثر در طلاق يعني اعتياد، مشكلات عاطفي ، اقتصادي ، اجتماعي ، دخا لتهاي والدين در زندگي ، عدم شناخت  از يكديگر ، و.... هيچكدام به اندازه مسائل جنسي نتوانسته است در بالا بردن آمار طلاق در بين زوجهاي جوان تاثير گذار باشد

موضوعي كه كمتر مورد توجه خانواده ها قرار گرفته و بيشتر سعي شده به حاشيه رانده شود.بطوريكه در برخي از خانواده ها بحث در مورد مسائل جنسي  و سخن گفتن پيرامون آن به سختي و دشواري ميسر است در حاليكه پسر و دختر در خانواده بايد تا اندازه اي از مسائل جنسي آگاه شوند زيرا اين امر سبب مي شود آنها در مراعات نمودن و محافظت از عفت و ناموس خود دقت و توجه بيشتري به خرج دهند .

بنا بر اين بر والدين واجب است از تعصبات غلط و اشتباه در طرح مسائل جنسي براي فرزندشان دست بردارند و در دوران مهم جواني او كه اوج و طغيان غرايز جنسي است بسيار حساس و محتاطانه با او رفتار كنند و كم و بيش به پسر و يا دختر خويش مسائل ساده را پيرامون مسائل جنسي آشكار سازند تا او دريابد كه چه وظايف و مسئو ليت مهمي را در زندگي آينده خود برعهده خواهد داشت .

متاسفانه برخي از والدين گرامي يا از پرداختن به اين موضوع غفلت مي ورزند و يا آنقدر آن را از فرزند خود پوشيده و پنهان نگه مي دارند كه دخترشان وقتي ازدواج مي كند واقعآ نمي داند كه وظيفه اش در قبال شوهرش چيست و در اكثريت مواقع با ترس و نگراني  با شوهرش  كه براي او مرد بيگانه اي است رو برو مي شودو بديهي است اين گونه برداشت ها و بر خوردها به همراه ساير مشكلات موجود در مسائل جنسي از جمله سرد مزاجي زن ، ناتواني جنسي مرد ، عدم آ گاهي زوجين از قواعد و راه و رسم زندگي زناشويي و ... سبب خواهد شد آنها در زندگي مشترك با شكست مواجه شده و در نهايت شيرازه خانواده از هم بپاشد و پس از طلاق نيز چون اعتماد به نفس خودشان را از دست رفته مي دانند جرات ازدواج مجدد را نداشته و در اين زمينه قادر به تصميم گيري درست نمي باشند و به شدت در اين زمينه احساس نگراني مي نمايند.در صورتيكه اگر بر روابط زناشويي اصولي درست حاكم باشد و روابط زوجين مبتني بر تفاهم و احترام و درك متقابل و ... باشد مسلمآ زوجين از يكديگر احساس رضايت  و خرسندي نموده و محيطي كاملآ سالم و مناسب بر فضاي خانواده حاكم مي گردد و يقينآ در چنين محيطي آنها به سادگي و راحتي خواهند توانست در تربيت فرزندان تحت تعليم خود نيز به نحو منطقي و درست عمل نموده و موفق باشند.

بنا بر اين با توجه به اينكه بيشترين آمار طلاق زوج هاي جوان  و بد بختيهاي آنها ريشه در مسائل جنسي دارد به چند مورد كوتاه در اين زمينه اشاره مي شود:

۱-استرس ، افسردگي ، عدم اعتماد به نفس و ... از عوامل مهم ايجاد كننده در اختلالات مسائل جنسي محسوب مي شوند لذا بهتر است تا حد امكان از آنها دوري جست تا زمينه هاي تشكيل چنين معضلاتي در خانواده ها تخفيف يابد .

۲-عدم شناخت و آگاهي دقيق و درست جوان ها از يكديگر در قبل از ازدواج به همراه برخي نگا ههاي رومانتيك آنها، سبب بسته شدن چشم عقل جوانها مي گردد و باعث مي شود پس از مدتي آنها مزه تلخ شكست را در زندگي زناشويي بچشند لذا بايد در اين مورد نيز بيشتر دقت نمود.

۳-برخي رفتارها ، دوستي هاي خياباني و ارتباطات نا درست و نا مشروع فرد كه موجب غلبه نفس بر عقل او و اسارتش در چنگال ديو شهوت مي گردد آسيب جدي  و اساسي را بر پيكره خانواده وارد مي سازد زيرا چنين فرد تنوع طلبي پايبند زندگي نمي تواند باشد و قطعآ به همسر خود خيانت خواهد كرد و طولي نمي كشد كه پايه هاي زندگي مشترك متزلزل شده و به هم مي ريزد بنابراين والدين عزيز، بخاطر آينده فرزندتان و سلامتي روحي و جسمي او و داشتن جامعه اي سالم سعي كنيد فرزندتان را با ايمان ودرست تر بيت كنيد تا بسياري از معضلات در جامعه كاهش يافته و از بين برود.

۴- تشكيل كلاسهاي آموزشي و مشاوره براي آشنايي زوجين ( مربيان تربيتي آينده) در حد متعارف و معقول در اين خصوص قطعآ بسيار موثر خواهد بودزيرا عدم آگاهي مي تواند مضرات و خطراتي را در بر داشته باشد كه شايد ساير انحرافات نداشته باشد .  

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 توسط فرامرز

امروزه گسترش زندگي ماشيني، مشكلات اقتصادي ، افزايش هزينه هاي زندگي، اشتغال والدين و ساير عوامل ديگر موجب شده است كه بعضي ها علي رغم ميل باطني شان به داشتن تنها يك فرزند بسنده كنند و اين عامل باعث كاهش نرخ رشد جمعيت و نيز بوجود آمدن برخي معضلات و نگرانيها براي والدين، كودك و جامعه شده است.

بنابراين تك فرزندي داراي مزايا و معايبي است كه بطور خلاصه به چند مورد مهم آن اشاره مي شود:

 

 

مزايا:

۱-رسيدگي به مسائل تربيتي و آموزشي كودك آسان و راحت تر است.

۲-با وجود تك فرزندي هزينه هاي خوراك، پوشاك، مسكن، تحصيل و... خانواده كاهش يافته و در نتيجه والدين بهتر مي توانند احتياجات و نياز هاي كودك را تامين نمايند.

۳-نبودن رقيب و هدايت توجهات والدين به سوي تنها فرزند خانواده سبب مي شود صميميت بين آنها بيشتر شده و كودك خود را يكه تاز ميدان حس كند در نتيجه احساس امنيت او بالا مي رود.

۴-كودك با نبود برادر و خواهر در خانواده مجبور به ارتباط با بزرگسالان شده و به طبع از تجربيات آنها در زمينه هاي مختلف علمي، تحصيلي و... بهره مند گرديده وقدرت تكلم او نسبت به همسالان خود روز به روز بهتر و قويتر مي گردد.

معايب:

۱-گرچه همه والدين نگران و دلواپس آينده فرزند خود هستند اما اين موضوع در تك فرزندها از حساسيت بيشتري برخوردار است آنها شديدآ به فرزند خود وابستگي پيدا كرده و درست به همين دليل است كه در مقابل تمامي خواسته ها و توقعات نا بجاي كودك ( بدون توجه به نياز واقعي شان) سر تسليم فرود مي آورند. اين قبيل والدين به خيال خودشان تصور ميكنند واقعآ مهربان و دلسوزند كه نمي گذارند فرزندشان در زندگي با كوچكترين نا كامي اي مواجه شوداما نمي دانند با اين كارهاي غير اصولي خودشان چه بلايي بزرگي را سر بچه معصوم در مي آورند آنها كودكشان را بصورت يك عروسك كوكي  بي اراده تبديل كرده و او را در پذيرش مسوليت هاي بزرگ زندگي احتماعي در آينده شكننده مي كنند.

۲-بعلت نبودن همبازي كودك فرصتي را براي كنترل و مديريت نمودن احساساتش كه بايد آنها را به نوعي بروز دهد پيدا نمي نمايد پس او خودش را هميشه تنها احساس مي كند گسترس تك فرزندي در جامعه باعث مي شود كه روابط انساني ، خويشاوندي و عاطفي تحت الشعاع قرار گرفته و كمرنگ گردد و فرد هر چه بيشتر بسوي انزوا و گوشه گيري سوق داده شود.و ساير معايب ديگر.

چه بايد كرد:

والدين عزيز اگر داراي تك فرزند هستيد سعي نكنيد با دادن آزادي بيش از حد به كودكتان و پيمودن راه اغراق و افراط  در اين زمينه او را لوس و مغرور بار بيآوريد چون اين عمل شما چيزي جزء بي بند و باري و حالات نابسامان روحي براي فرزندتان ارمغاني نخواهد داشت همچنين يادتان باشدكودك را از باران محبت خود محروم نسازيد زيرا گل حساس ولطيف وجودش از بي مهري پژمرده مي گردد پس بگذاريد فرزندتان بنا به قانون طبيعت بچگي كند پس تنها به اين دليل كه او بي تربيت بار نيآيد جلوي بازي او را با همسالانش نگيريد  اجازه دهيد با دوستانش ( آزادي كنترل شده) بازي كند تا بتواند مفهوم ناكامي و موفقيت را در زندگي دريابد اگر زمين خورد نگران نشويد وبلند ش نكنيد بگذاريد خودش بلند شده و روي پاي خود بايستد البته طوري رفتار نكنيد كه خيال كند مورد بي اعتنايي شما قرار گرفته است.در اينصورت يقين داشته باشيد فرزندتان اعتماد به نفس اش در زندگي بالا رفته و پذيراي بزرگترين مسوليتهاي فردا خواهد شد.  

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوم آذر 1390 توسط فرامرز

امروزه عده اي از زنان بيرون از خانه و در كارهاي اداري و غيره شاغل بوده و براي تامين هزينه هاي زندگي و معاش خانواده شان از سپيده صبح مشغول دوندگي و تلاش هستند وقتي كه خسته و بي حوصله به خانه مي رسند تازه بايد امورات مربوط به خانه، تربيت فرزندان و توجه به نياز هاي جسمي و روحي آنها را انجام دهند .  

به همين علت است كه برخي ها تصور مي كنند نمي توانند يا نتوانسته اند وظيفه مادري خود را در قبال تربيت و رسيدگي به فرزندان آنچنان كه بايد و شايد به خوبي اداء نمايند فلذا از اين بابت هميشه احساس ناراحتي كرده اند بعضآ نيز به اين نتيجه مي رسیده اند كه نمي توان هم شاغل بود و هم بار سنگين تر بيت را بدوش كشيد .ولي اگر به قضيه نگاه منطقي باندازيم قطعآ معترف خواهيم بود كه شاغل بودن نمي تواند بر روي وظايف مادري تاثير چنداني بگذارد چراكه زنان شاغل زيادي هستند كه با پشتكار و تحمل و لياقت و استعداد هايشان توانسته اند علاوه بر اداره امورات خانه ، فرزنداني از همه لحاظ شايسته تحويل جامعه دهند در حاليكه زناني نيز هستند كه با وجود شاغل نبودن و داشتن فرصت كافي نتوانسته اند حتي از عهده وظيفه مادريشان بر آيند آنها فقط از مسائل تربيتي فرزندان فقط پخت و پز، شست و شو، و كارهاي ساده خانه را بلد هستند و ديگر هيچ. بعضي ها هم مدام فكر و ذكرشان حول و حوش تفريح ، مهماني رفتن ، مد پرستي و از اينجور كارها دور مي زند.

بنا براين مادر عزيز شما كه به خاطر علاقه به شغلتان و براي معاش خانواده و تربيت فرزندان كمر همت بسته ايد بايد با تمامي سختي هاي آن نيز مواجه شويد و در حل مشكلات پيش رويتان قاطعانه بكوشيد تا در برابر سختي ها پخته تر گرديد و مثل سنگ زيرين آسياب در كشاكش دهر هميشه مقاوم و پا برجا بمانيد پس تا قدرت و توان داريد نگذاريد دود خستگي و مشكلات ناشي از شغلتان به چشم كودكتان برود اجازه ندهيد كه مزه تلخ گرفتاريها كام كودك شما را با محروميت از محبت مادرانه ناگوار نموده و دل شما را نيز آزرده و به درد آورد بلكه بايد براي رسيدن به آينده اي روشن براي خانواده به همه گونه فداكاري تن در دهيد آري در يك كلام با مشكلات بايد ساخت و دم بر نيآورد بايد هر چه بيشتر سوخت و در سايه روشنايي آن فرزندان را براي زندگي بهتر آينده زمينه سازي نمود پس اگر درست بياند يشيد و مقاوم باشيد مي توانيد به مادري شايسته و نمونه بودن افتخار كنيد و گرنه اگر موقع شناس و واقع بين و پر تلاش نباشيد ضربه محكمي بر پيكره خانواده وارد خواهيد ساخت كه اثرات سوء روحي و رواني آن در تربيت فرزندان به خوبي خود را نمايان خواهد نمود. پس اولآ : براي اينكه خستگي و مشغله كاري به روابط شما با خانواده و خصوصآ فرزندان لطمه وارد نسازد بايد سعي كنيد در هر فرصتي با تزريق انرژي به خا نواده كيفيت ارتباطتان را بالا ببريد تا كميت آن جبران گردد كودك از شما انتظار شادابي و بشاش بودن را دارد و هزاران انتظار ديگر . لذا فرزندتان را از شهد محبت خود سيراب كنيد تا عطش نياز هاي روحي او اقناع گردد و در اثر سركوب به بيراهه و ساير عقده هاي رواني مبدل نگردد.

ثانيآ: در همه كار هايتان نظم ، انضباط و تقسيم بندي را رعايت نماييد در اينصورت علاوه بر اينكه هيچ وقت كاري بر زمين نخواهد ماند بلكه فرزندتان نيز نظم در امور را از شما آموخته و در مسئو ليت هاي آتي زندگي بكار خواهد بست .پس سعي كنيد در همه حال شريك غمها و رنجهاي همسر و فرزندانتان باشيد و شكافهاي حاصل از كمبود ها و كاستي ها  را با محبت  و ابراز علائق عاطفي و معنوي به آنها پر كنيد .  



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم آبان 1390 توسط فرامرز

والدين محترم و مربيان عزيز (بويژه در مدارس ابتدايي) از بنيانگذاران پايه هاي تربيتي دوران حساس هفت سال به بالاي كودكان هستند كه بايد با وسواس بيشتر كليه مسائل تربيتي و آموزشي كودكان را دنبال كنند آنها بايد هرچه در توان و قدرت خويش دارند را بكار بندند تا بتوانند يك ارتباط دو سويه تنگاتنگ بين خانه و مدرسه جهت پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ايجاد شود و اين مقدور نمي شود مگر اينكه يك رابطه دوستانه همراه با محبت و مبتني بر تجربيات شخصي در تماس و ارتباط والدين با مربيان وجود داشته باشد و در اينجا است كه همكاري خانه و مدرسه در انجمن هاي اولياء و مربيان معنا پيدا مي كند تا در سايه چنين ارتباط منطقي و اصولي نقاط ضعف و قوت ، علل و انگيزه ها كشف شده و گامهاي مصمم تر در جهت پرورش استعداد هاي نهفته كودك برداشته شود و او بتواند به راحتي به سوي تحرك و فعاليتهاي بيشتر سوق داده شده و در مطالب درسي موفقيتهاي چشمگيري عايد ش گردد.

وظيفه و كار اصلي اين انجمنها رسيدگي به وضع تحصيلي و ديگر مسائل و مشكلات آموزشي دانش آموزان است و براي اين كار والدين و مربيان بايد با همفكري و تبادل اطلاعات در پي پيدا نمودن راه و روشهاي مفيد و سودمند براي ارتقاء پيشرفت تحصيلي و نماياندن راهكار براي شكوفايي استعداد هاي دانش آموزان با تكيه بر دو محور شناخت و مشاهده باشند.

ولي آنچه تامل بر انگيز است اين نكته مي باشد كه متاسفانه اكثر والدين با خوشبيني كامل تمام بار مسوليت هاي تربيتي و آموزشي فرزندشان را به راحتي به دوش مدارس مي اندازند و از زير بار وظايف خود شانه خالي مي نمايند و در نهايت نيز در پيدايش برخي معضلات سعي مي كنند مربيان و مدارس را مقصر جلوه دهند و از سوي ديگر در انجمن ها نيز بجاي توجه به محوريت قرار دادن وظايف ذكر شده ، متاسفانه هميشه مسائل مالي و اخذ مبالغي پول در اولويت قرار گرفته است و وظايف اصلي به حاشيه رانده شده و در مراتب بعدي قرار دارند و چون والدين نيز خصو صآ اقشار محروم و كم در آمد به خوبي به مسئله واقف و آگاه هستند لذا از حضور و همكاريهاي لازم در اكثريت مواقع سر باز مي زند و اين موضوع باعث مي شود ارتباط خانه و مدرسه به حد اقل كاهش داده شود پس والدين فقط به پرسيدن وضع تحصيلي از قبيل نمرات و نتايج امتحانات بسنده مي كنند و هرگز بدنبال علت و معلول در پيشرفت ، عقب ماندگي ، افت تحصيلي، و ساير موضوعات مهم تربيتي كودك در مدارس نمي گردند لذا به جرات مي توان گفت علت برخي از مشكلات تحصيلي دانش آموزان همين گسستگي ارتباط مي باشد.

بنابر اين والدين بايد در جهت تقويت اين ارتباط بكوشند و با تماسهاي حضوريشان با مربيان زحمتكش در صورت لزوم و صلاحديد آنان را از حالات روحي و رواني و ساير اختلافات و مشكلات خانوادگي از قبيل مسئله طلاق ، وضعيت بد اقتصادي خانواده و... قرار دهند تا با مشخص شدن و افشاء آنها و همفكري در اين خصوص مربي به راحتي بتواند با آگاهي كامل درباره مسائل رفتاري و پيشرفت تحصيلي كودك به درستي تصميم بگيرد و كمك هاي لازم را به كودك براي جلو گيري از عقب ماندگي درسي و يا احيانآ بي علاقگي و افت تحصيلي او بعمل آورد .

در خاتمه مطا لب به والدين عزيز پيشنهاد مي شود نبايد به بهانه هاي واهي و بي مورد از جمله مشغله و گرفتاري شغلي و بيان ساير مشكلات خانوادگي از شركت در انجمن ها و مشاوره با مربيان دلسوز مضايقه كنید و به سر نوشت آينده فرزندتان كه بزرگترين سرمايه زندگيتان است بي تفاوت باشید و همیشه یادتان باشد که هدف همه مربيان تقويت حافظه و ذهن كودك و در نهايت شكل دادن به شخصيت عالي به فرزند شما است پس آنها را با همكاريهايتان تشويق و ياري كنيد تا بتوانند قدمهاي مثبت و سود مندي در اين زمينه بردارند.

از مديران و مربيان عزيز مدارس نيز انتظار مي رود مسائل مالي را در او لويت بعدي خود قرار دهند و يقين داشته باشند در اينصورت همه والدين با ميل و اشتياق دروني در تمامي فعاليت ها و مسائل مدرسه حضور فعال خواهند داشت و ارتباط خانه و مدرسه هر چه بيشتر تقويت شده و نتيجه خوب اين عمل كه آرزوي همه ما است به خودي خود محقق خواهد شد.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم آبان 1390 توسط فرامرز

يكي از مسائل مهم تربيتي كه والدين بايد در مورد فرزندان تحت تعليم و تربيت خود دقيقآ رعايت كنند اين است كه بين كودكشان در خانواده فرق نگذارند زيرا عمل غلط و اشتباه آنان سبب مي شود روح كودك معصوم جريحه دار شده و او خود را در خانواده تنها و طرد شده احساس نمايد

متاسفانه برخي از والدين تحت تاثير رفتارها و عكس العملهاي كودكشان در مورد خود قرار مي گيرند و دقيقآ بر اساس مشاهدات خود درباره رفتار كودك تصميم مي گيرند آنها زمانيكه مي بينند كودك در قبال محبت و زحمت آنان از خودش عكس العمل خوب و مثبت بروز ميدهد از رفتار او احساس رضايت و خرسندي نموده و به ديده فرزند ي قدر شناس به او مي نگرند در حاليكه اگر كودك ديگر در همان موقعيت، رفتاري بي تفاوت از خود نشان دهد والدينش از لحاظ روحي احساس ناراحتي و دلخورد گي كرده و تصور مي كنند او بي عاطفه و قدر ناشناس است و يكي از علل فرق گذاري والدين بين كودكان همين مسئله است ولي بايد گفت اينگونه طرز برداشت ها از رفتار كودك توسط والدين آنهم در دوراني كه او كم سن و سال است كاملآ اشتباه و غير منطقي است چون هنوز كودك در اين سن داراي شخصيتي ناپايدار است و كليه رفتار و عكس العملهاي او تحت تاثير و ناشي از تعصبات هيجاني  قرار دارد چنانچه در بازي كودكان ديده ايم قهر و دعواي كودكان فقط مدت زمان كوتاهي بطول مي انجامد و آنها دوباره با هم آشتي نموده و بازي را از سر مي گيرند البته بايد گفت برخي از مسائل هيجاني در تعدادي از كودكان نيز ممكن است تا مدتها ادامه داشته باشد .

بنابر اين به والدين عزيز توصيه مي شود در موضوعات و مسائل عاطفي هرگز از كودك توقع و انتظار بیش از حد نداشته باشيد و بي محلي كودك به خودتان را حمل بر بي علاقگي و يا قدر ناشناسي و يا اشكال در مسائل تربيتي او برداشت نكنيد بلكه سعي نماييد از همان دوران كودكي تا اندازه اي كه وسع معلوماتي و تجربيات شخصي تان اقتضاء مي كند با اصول درست تربيتي و رفتار هاي منطقي خود عواطف هيجاني زودگذر فرزندتان را به عاطفه متعادل، دائم و هميشگي تبديل كنيد و به دو مسئله ذيل توجه داشته باشيد:

۱-با توجه باينكه شخصيت كودك در همان سنين پايين و در خانواده شكل مي گيرد پس با مراعات نمودن عدالت بين فرزندان و پرهيز از تبعيض سعي كنيد با برخوردهاي منطقي شخصيت عاطفي كودك را به نحو شايسته اي شكل دهيد.

۲-پدر و مادر عزيز ، فرق قائل شدن سبب ايجاد و بوجود آمدن نفاق، حسادت، بدبيني و كينه توزي و... در بين فرزندان و روابط آتي آنها خواهد شد پس سعي كنيد بجاي آنها با ايجاد اتحاد و همبستگي و يكدلي و يكرنگي در ميان فرزندان در تحكيم پايه هاي اخلاقي و عاطفي آنها بكوشيد و با تربيت صحيح از كودكان مردان و زناني شايسته تربيت كنيد كه در آينده نقش ارزنده و سازنده اي در پيشرفت جامعه داشته باشند.

 


نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم آبان 1390 توسط فرامرز

اغلب مشاهده مي شود بعضي از والدين از بروز تضاد و ناسازگاري فرزندشان خصوصآ در سن بلوغ ابراز شكايت دارند و اعتراف مي كنند كه با سخت گيري و توبيخ و توسل به تنبيه نيز نتوانسته اند چاره اي براي مشكل تربيتي فرزندشان پيدا نمايند. در مقابل نيز برخي از جوانان نيز گله مند هستند كه والدينشان نمي خواهند يا  نمي توانند نياز ها و احتياجات رواني و مادي آنها را بر طرف سازند و معتقدند پدرو مادرشان به آنها بي مهري و بي محلي نموده و مدام مخالفت  ما را با عقايد و تعصبات خشك  خودشان دليل بر بي ادبي فرزند دانسته و با خشونت و تحقير و سرزنش با ما رفتار مي كنند و شكايت هايي از اين قبيل.

والدين عزيز تجربه زندگي اجتماعي تابت كرده است موثرترين راه حل اختلافات و مشاجرات ، احترام گذاشتن به عقايد طرف مقابل، گفت و گوي سازنده و منطقي با زباني مشترك و قابل درك است و تنها در اين صورت است كه مي توان به سلامت روحي حاكم برخانواده و استحكام بنيان و روابط  اصولي و درست اعضاء آن اميد داشت .

بنا بر اين اگر راه گفتگو و تعامل در خانواده مسدود باشد و جلوي نقد و انتقاد سازنده جوان از رفتار هاي غلط و اشتباه  والدين گرفته شود به تدريج تنش و عصيانگري فرزندان آغاز شده و در اين فضاي دود آلود مشاجرات بي معني رسيدن به تصميم منطقي و درست بسيار دشوار و شايد غير ممكن خواهد بود و با فاصله انداختن تفكرات جوانان با والدينشان راه براي بي ثباتي و سست شدن بنيان خانواده هموار مي شود.

لذا براي ممانعت از بروز چنين مشاجراتی در خانواده به چند مورد مهم بطور خلاصه اشاره مي شود:

1- پدر و مادر عزيز گوش هاي عقل و منطق را  بازكرده و سعي كنيد با احترام گذاشتن به شخصيت جديد جوانان به او كمك كنيد تا از بروز عوارض منفي اخلاقي اش جلو گيري شود پس اگر فكر مي كنيد دعوا هاي خانوادگي قابل علاج نيست تلاش كنيد با استفاده از تجربيات رواني خود و فرزندتان با محبت و گذشت و اغماض اين اختلافات رابه حد اقل رسانده و تقليل دهيدتا فرزندتان از خانه گريز پاي نشده و با افتادن در چاله هاي انحراف به جوانی ولگرد و منحرف تبديل نشود.

2-شايسته است قبل از بزرگنمايي مسئله ، علت و انگيزه رفتاري فرزندتان را پيدا نموده و با دليل و منطق  ريشه مشاجرات را بخشكانيد و به اين نكته يقين داشته باشيد كه لجبازي و رفتار نا شيانه و پر خاشگري هرگز نتوانسته است انحراف رواني و اخلاقي جوانان را معالجه نمايد بلكه سبب شده فرد به بيمار رواني تبديل شده و تحويل جامعه داده شود.

3-والدين محترم بهتر است قانون خانواده را جوري تنظيم كنيد كه آزادي مشروط ، خواسته هاي معقول ، نقد منطقي و... در آن لحاظ شود تا فرزندتان از حصار محدوديت و ممنوعيت هاي غير اصولي رها شده و از گستاخي بعدي آنها جلو گيري گردد و تنها در اينصورت است كه جوان با ميل و اشتياق به اجراي فرامين شما همت گذاشته و از انحراف مصون خواهد ماند پس يادمان باشد والدين خوب كساني هستند كه با فرزند لجباز ، لجاجت نكنند بلكه با محبت و عاطفه و با باز گذاشتن باب گفتگوي منطقي سبب مي شوند جوان در محيط خانواده احساس آرامش و امنيت نموده و بسوي سلامت روحي و رواني هدايت گردند.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه نهم آبان 1390 توسط فرامرز

آنچه مسلم است اين است كه بهترين دوران براي تربيت ،دوران كودكي تا نوجواني است لذا والدين و اطرافيان كودك بايد مراقبت ها و حمايت هاي لازم را از او به عمل آورده و الگويي سالم و مفيد براي تقليد پذيري او باشند زيرا نوع رفتار و اعمال و بيانات ما و تاثيرات محيط زندگي است كه سبب مي شود كودك با ادب بار بيآيد و رفتار بياني او درمسير و جريان درست هدايت شود.

متاسفانه برخي والدين با رفتار هاي غلط و اشتباه خود سبب انحراف مسير تربيتي كودك مي شوند و يكي از عوارض آن اين خواهد بود كه كودك در حضور جمع رعايت ادب و عفت و نزاكت كلام را نمي كند در نتيجه آنها را ناراحت و شرمنده ديگران مي سازد به همين علت اين والدين سعي مي كنند با پرخاش يا حبس نمودن فرزندشان در اتاق و... جلوي حضور او را در جمع بگيرند ولي اين محروم ساختن كودك از آزادي بيان با هيچ عقل و منطقي جور در نمي آيد .

والدين عزيز براي تربيت فرزندي با ادب در مرحله اول بايد رفتار خودتان را اصلاح نموده و سپس به سراغ كودك معصوم برويد و تنها در اين صورت است كه مي توانيد از ارتكاب عمل نا شايست او جلو گيري كنيد بنابراين به چند مورد مهم كه بايد در تربيت كودك به آن توجه نمود اشاره مي شود:

۱- پدرو مادر گرامي شما بايد در تربيت فرزندتان دورانديش و محتاط باشيد بايد در حضور كودك خصوصآ كودكان كم سن و سال رعايت موازين اخلاقي و ادب را بنماييد زيرا كودك اعمال ما را الگوي رفتاري خود قرار مي دهد پس سعي كنيد هميشه اعضاء خانواده با هم بصورت محترمانه و مآدبانه رفتار كنند.

۲- وقتي مي بينيد فرزندتان رفتار بي ادبانه دارد حتمآ دنبال علت تخلف رفتاري او باشيد و سعي نماييد با از بين بردن علت و پاكسازي زمين روحي كودك از علفهاي هرز ، او را متوجه قبح مسئله نموده و رفتار بياني او را به راه اصولي و درست بكشانيد و از انحراف او جلوگيري كنيد.

۳- سعي كنيد اميال و خواسته ها و نيازهاي كودك بصورت منفي اقناع نگردد بنابراين ضمن اينكه بايد سعي كنيد آزادي  او سلب نشود مواظب باشيد كار نا شايستي نيز نكند چون كودك در اثر تكرار به اين رفتار بد عادت كرده و در دام انواع انحرافات اخلاقي گرفتار مي آيد بطوريكه حتي در بزرگسالي نيز رعايت نزاكت كلام خود را در بين ديگران نمي كند و فحش و دشنام و ناسزاگويي جزئي از رفتار و خصوصيات او مي شود كه در شوخي نمودن نيز آنها را بكار مي بندد .

۴-هرگز سعي نكنيد با توسل به زور و چماق خشونت و توبيخ كودك را تربيت كنيد چون دردي را دوا نخواهد كرد و اين كار فقط آتش نا بسامانيهاي روحي او را شعله ورتر كرده  و پايه هاي رشد اخلاقي و عاطفي کودک را سست مي كند لذا تلاش كنيد همیشه علت را كشف و معالجه كنيد در اين صورت است كه مجبور نخواهيد بود براي تاديب او روزي زبان را در دهان كودك معصوم به حبس بكشيد.

۵-مواظب محيط زندگي اطراف كودك باشيد و همبازيهاي او را كنترل كنيد نگذاريد كودكتان بصورت آزادانه با هر كسي كه دلش خواست بازي كند سعي كنيد براي فرزندتان بهترين مشاور و راهنما باشيد و در هنگام اشتباه رفتاري او به وظيفه خود به عنوان بازدارنده مثبت از انحراف به نحو احسن عمل كنيد.

۶-والدين عزيز احترام به كودك سبب ارتقاء شخصيت او مي شود سعي كنيد در دوران كودكي و خصوصآ  در سن بلوغ كه هم ارگانيسم فرزندتان و هم روانش دستخوش تغييرات ملموس مي شود با رفتار محترمانه به او شخصيت بدهيد يقين داشته باشيد شهد محبت و احترام شما روح تشنه او را سيراب خواهد نمود و او براي حفظ و نگهداري شخصيت اش همان فردي خواهد شد كه شما آرزوي بودن آن را در سر مي پرورانديد.  

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آبان 1390 توسط فرامرز

از عوامل مختلف در افت تحصيلي دانش آموزان يكي نيز شرايط حاكم بر محيط خانواده و رفتار والدين در جذب و طرد كودك مي باشد خانواده با شنا سايي و تقويت استعدادهاي مثبت و هدايت صحيح آن مهمترين تاثير را در زندگي حال و آينده كودك ايفاء مي نمايد پيشرفت و يا افت تحصيلي كودك نيز از اين قاعده مستثني نيست .

 لذابطور خلاصه به جند مورد مهم از تاثيرات خانواده بر افت تحصيلي اشاره مي شود:

 ۱- وضعيت اقتصادي : هميشه در همه چيز اقتصاد حرف اول و آخر را زده است خانواده اي كه از بنيه مادي فقير و محروم است مسلمآ قادر نخواهد بود بسياري از امكانات و نياز هاي اساسي و تحصيلي فرزندان را تامين نمايد و اين ضعف مالي از لحاظ جسمي و رواني بر كودك تاثير منفي دارد از يك سوء كمبود تغذيه سبب ضعف جسماني و بيماري او شده و بر هوش و ياد گيري اثر بدي مي گذارد و از سوي ديگر فقر اثر رواني بر كودك دارد او بعلت نداشتن امكانات تحصيلي ، عدم رقابت نمودن با همسالان، نداشتن مكان مناسب و آرام براي مطالعه، كار كردن در بيرون از خانه براي تامين هزينه خانوادهو .... سبب مي شود به تدريج انگيزه تحصيلي كودك پايين آمده و باعث دل زدگي او از درس و مشق و نهايتآ افت و ترك تحصيلي كودك شود .

2- اختلا فات خانوادگي: بگو مگو ها، مشاجرات، دعواهاي والدين ، طلاق، اعتياد، ازدواج مجدد يكي از والدين و ...از جمله عوامل مخرب و ويرانگري هستند كه آرامش ذهني كودك را كاملآ به هم ريخته و او در زمان اندكي دچار افسردگي ، پرخاشگري، انزوا و گوشه گيري مي نمايد و اعتماد به نفس او را از بين مي برد قطعآ كودك با چنين شرايط روحي دچار افت تحصيلي شده و عاقبت مزه تلخ شكست را خواهد چشيد و در پذيرش مسوليتهاي بعدي زندگي نيز دچار معضل خواهد شد.

۳-بي سوادي و بي تفاوتي والدين: آنچه مسلم است با سواد بودن والدين بر پيشرفت تحصيلي كودك بسيار موثر است پدر و مادري كه بي سواد هستند چون قادر نيستند در آموزش و ياد گيري فرزندشان نقش داشته باشند معمولآ كودك را با تكاليفش به حال خود رها مي كنند اين قبيل والدين شايد نتوانند در امر تحصيل و هدايت اصولي فرزندشان آنچنان تاثير گذار باشند ولي مي توانند با مشوق هاي خود و شركت در جلسات اولياء و مربيان و صحبت هاي لازم با مربيان دلسوز و زحمت كش مدرسه تاثير زيادي در حل مشكلات تحصيلي فرزندشان داشته باشند.

4-سلب آزادي كودك: برخي از كودكان با اينكه هوش و استعداد سر شاري را در يادگيري مطالب دارند در مدرسه نمي توانند آموخته هايشان را در حضور ديگران بيان كنند اينها كودكاني هستند كه بنا به  رفتار غلط والدين از آزادي بيان محروم بوده اندلذا بعلت پايين بودن ا تكاء به نفس و به خاطر ترس و اضطراب از استهزاء ديگران از حضور در جمع دلهره و واهمه دارند لذا ادامه اين چنين شرايط روحي تاثير بدي را در كودك خواهد گذاشت  بنابراين والدين عزيز هرگز در دادن آزادي مشروط به كودكتان وسواس به خرج ندهيد چراكه اين آزاديها ضمن اينكه كودك را به تحصيل علاقه مند مي سازد باعث التيام و بهبود ساير زخمهاي روحي او نيز مي شود.

5-تنبيه بدني: والدين محترم شما كه از راه دلسوزي و بخاطر آينده فرزندتان مرتب او را تحقير و تنبيه مي كنيد عنايت داشته باشيد كه اين راه صحيح اش نيست و تنبيهات شما موجب مي شود كودك احساس طرد شدن و عدم محبت نمايد و اين كار به مرور او را از محيط خانه و مدرسه دلسرد نموده و سبب ديگر ناراحتي هاي روحي او مي گردد لذا يادمان باشد مجموعه تنبيهات و ترسها از هر نوعي كه باشد در عقب ماندگي هوشي كودك و افت تحصيلي او سهم بسيار مهمي دارد و بر عكس محبت و نوازش شما اشتياق به تفكر درست و سالم را در فرزندتان بر مي انگيزد و سبب تقويت ذهني او مي شود و او را در دستيابي به مسئو ليتهاي بزرگ زندگي كمك مي نمايد خصوصآ اين موضوع را در مورد كودكان دختر خود بيشتر رعايت كنيد زيرا آنها روزي مربيان و پرورش دهندگان صالح فرزندان اين جامعه خواهند بود.پس سعي كنيد با فرزندتان رابطه عاطفي داشته باشید و او اطاعت از سخنان شما را بعنوان دلسوزترين راهنما براي خود واجب بداند نه اينكه رفتار تان را خشو نت آمیز و جابرانه دانسته و از شما گريزان باشد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390 توسط فرامرز

يكي از متغيرهايي كه سنتي يا مدرن بودن ازدواج ها را مشخص مي كند فرهنگ و آداب و رسوم حاكم بر خانواده ها است كه آن نيز همانند بسياري از عوامل ديگر با پيشرفتها و تکنولوزیها ، افزايش جمعيت ، تهاجم فرهنگي و .... دستخوش تغيير مي گردد. البته امروزه اکثريت ازدواج ها در جامعه به همان شيوه سنتي انجام مي شود با اينهمه ازدواج مدرن نيز به تدريج سعي دارد جاي پاي خود را بين خانواده ها باز كند

ولي اين موضوع به يكي از چالش ها و تضاد هاي بين جوانان با والدينشان تبديل شده است چون بيشتر پدر و مادرها اعتقاد به ازدواج سنتي داشته و انتخاب همسر را براي فرزندشان حق خود مي دانند آنها  بعد از بر گزاري مراسم ازدواج نيز بر روابط زوجين كاملآ نظارت و كنترل داشته و بعضآ با دخالتهاي بي جا و متعصبانه خود سبب  شعله ور تر شدن آتش اختلاف زوجين مي شوند از سوي ديگر جوانان امروزي نيز فكر مي كنند ديگر به اندازه اي از رشد و استقلال فكري رسيده اند كه بتوانند براي خودشان تصميم بگيرند و همسرشان را با معيار هاي خود انتخاب كنند و اداره امور زندگي را عهدار شوند آنها فقط از والدينشان مي خواهند كه مهر تاييد بر انتخاب آنها بزنند ولي اين كار به دلايلي به اين سادگي ها محقق نمي شود .

براستي كداميك از ازدواج ها را بهتر مي دانيد ؟ پاسخ را به عهده خودتان مي گذارم ولي به نظر من هر کدام از ازدواج ها معایب و محاسن خاصی دارد لذا بهتر است والدين و جوانان به جاي توجه به اين مسائل حاشيه اي بايد به ازدواج موفق باندیشند و آن ممكن نخواهد بود مگر اينكه آنها بصورت درست و اصولی با هم در تعامل باشند و سعي كنند منطقی تصميم بگيرند و از تعصبات بي جا و تصميم اشتباه دوري گزينند.

والدين بايد با مهر وعشق وعلاقه و ضمن رعايت احترام به شخصيت جوانان مسائل و اهداف مربوط به ازدواج و زندگي مشترك  را با او در ميان نهند و نگذارند فرزندشان چشم و گوش بسته و نا آگانه با ازدواج هاي نا مناسب خودشان را به بند اسارت كشيده و بد بخت نمايد وا گر پسر و دختر داراي سه عامل مهم بلوغ جسمي ، رواني؛ اجتماعي بودند به آغاز زندگي مشترك آنها رضايت بدهند .در غیر اینصورت والدین با تحميل عقايد متصبانه و ممانعت از ازدواج آنها سبب مي شوند غريزه پر قدرت و سركش جنسي جوانان به راه خلاف  منحرف شده و بعضآ به ازدواج هاي ناموفق بانجامد.

در مقابل نيزجوانان بايد گله هايي را كه از والدين و بزرگتر هاي خود دارند فراموش كنند و با رعايت احترام به آداب و رسوم و قوانين اخلاقي و با استفاده از تجربيات ارزشمند والدين و تجربيات شخصي و با منطق در اين زمينه تصميم بگيرند و به اين نكته مهم توجه كنند كه به مسئله مهم و سرنوشت ساز ازدواج نبايد از ديد احساسي و عاطفي نگاه كرد اگر ازدواج بدون آگاهي و فقط از روي ارضاء غريزه باشد يقينآ در اثر خاموشي آتش هوس و بعلت عدم توافقهاي بعدي، فقرهاي مالي، اخلاقي و غيره به جدايي خواهد انجاميد درست است كه انتخاب نمودن همسر و رضايت طرفين و دوست داشتن و عشق ميان دختر و پسر در ازدواج مهم است ولي ازدواجي موفق بوده و به سر منزل مقصود خواهد رسيد كه در آن عواملي مثل تفاهم زوجين ، فرهنگ دو خانواده، طبقات اجتماعي،سطح تحصيلات، اعتقاد به باورها و ارزشهاي ديني، و.... در آن لحاظ شده باشد .

 كوتاه سخن اينكه اگر در ازدواج ، جوانان و والدين در كنار هم و باهم و با رعايت تمامي جوانب به يك تصميم درست و معقولانه برسند مي توانند به  ازدواجي موفق  دست يابند.


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم مهر 1390 توسط فرامرز

اگر عاقلانه و منطقي بانديشيم خواهيم ديد هر كسي كه بتواند از قواونيروي جسماني ، فكري،و اخلاقي كه خداوند متعال به او اعطاء نموده است بهتر و بيشتر استفاده كند قطعآ خواهد توانست از نعمات موجود در سفره گسترده طبيعت به خوبي بهره مند شود و شربت موفقيت و كاميابي را بچشد.

هميشه عده اي هستند كه از راه نا مشروع و شيادي و بدون تلاش و تحمل رنجي صاحب ثروت هاي باد آوره مي شوند در مقابل كساني نيز صبح تا شب مي دوند و با تني خسته سر به بالين مي گذارند و بعد از چند سال مي بينند در جا زده اند و حتي در جامعه نتوانسته اند براي خودشان صاحب شخصيت اجتماعي شوند لذا اينها افرادي را كه صاحب ثروت هستند و برخي از عوامل اجتماعي را مقصر دانسته و به آنها بد بين مي شوند ولي اگر معقولانه و منصفانه قضاوت كنيم مطمئنآ به نادرستي و غير معقول بودن افكار و قضاوت اين قبيل آدمها پي خواهيم برد .اين مسائل در مورد كودكان نيز صادق است كودكي كه در خانواده ضعيف از بنيه مالي بزرگ مي شود و هزاران كمبود  و خواسته بر طرف نشده دارد و از طرفي رشد كافي عقلي نيزندارد آيا خواهد توانست درست در اين زمينه قضاوت كند؟ او كه بخاطر فقر خانواده مجبور است با كيف و كفش كهنه و با لباس مندرس به مدرسه برود با مشاهده كودكان ديگر كه در رفاه هستند  آيا خواهد توانست  اين مسائل را اصولي براي خودش تجزيه و تحليل نمايد. مسلمآ خير او نسبت به آنها بدبين مي شود و حتي اگر اين وضع ادامه داشته باشد دست آخر به والدين خود نيز همين بد بيني را خواهد داشت چون در نهايت آنها را مسبب بد بختي هاي خود خواهد ديد .و همين برادشت هاي غلط و اشتباه است كه كودك را عقده اي بار آورده و موجب مي شود او كسي را دوست نداشته باشد و در بزرگسالي نيز براي رسيدن به خواسته هاي بي حد و حصر و سركوب شده خود به انجام هر عمل نا شايستي دست بزند.

بنابراين والدين عزيزبه سلامتي روحي  كودكتان اهميت زيادي  بدهيد و براي جلو گيري از مبتلا شدن او به نا بساما نيهاي رواني موارد پيشنهادي ذيل را رعايت كنيد:

1-سعي كنيد در زندگي واقعيت ها را به راحتي بپذيريد و فردي منطقي و واقع بين باشيد البته كمي نيز خوشبين. و اين صفت پسنديده را به فرزندتان نيز بيآموزيد زيرا اولآ: به سهولت به اهداف خود دست مي يابيد ثانيآ: با ديگران نيز به آساني ارتباط برقرار كرده و وفق مي يابيد . يادمان باشد در دنياي خوشبيني هرگز از كسي ناراحت نشده و نخواهيم رنجيد.

2-بد گويي ها و تبليغات سوء و تلقينات منفي كه از ديگران درحضور كودك انجام مي شود در تشديد عقده هاي كودك بسيار مهم است شما  والدين گرامي كه قصورات و كاستي هاي خودتان را به گردن ديگران مي اندازيد باعث خصومت رفتاري فرزندتان به اطرافيان مي گردید پس سعي كنيد اين مقايسه هاي نادرست را در نزد كودك كم سن و سال انجام ندهيد.

3-اگر از لحاظ بنيه اقتصادي ضعيف هستيد ساده ترين و بهترين راه اين است كه وسايل ارزان قيمت براي كودكتان بخريد ولي در مقابل با مهر و محبت پدرانه كه فرزندتان نيز از شما همين را مي خواهد به راحتي نياز هاي عاطفي او را مرتفع سازيد يادمان باشد كه بهترين دارو براي درمان بيماريهاي رواني داروي شيميايي نيست بلكه داروي محبت است.

4-پدر گرامي مي دانم كه از فقر مالي و نداري بسيار ناراحت و در رنج هستي و نيز به خوبي آگاهم كه شرمندگي از در خواست هاي خانواده چقدر برايتان درد آور و نا گوار است ولي چه مي توان كرد؟ اگر برايتان مقدور نيست كه نياز ها ي فرزندتان را برآورده كنيد لا اقل عصباني نشويد بدانيد آنها نيز مانند ساير كودكان دلي مملو و سر شار از تمنا و خواهش دارند پس با چماق خشونت عرصه زندگي را برايشان تنگ ننماييد شما يگانه پشتيبان و حامي فرزندتان هستيد سعي كنيد تشنگي نياز هاي تامين نشده فرزندتان را با نوازش و محبت تامين سازيد و يادتان باشد احساس امنيت ، آسايش، و نيز تعادل حالات روحي را شما بايد با تفكرات و رفتار صحيح براي خانواده تان فراهم سازيد.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم مهر 1390 توسط فرامرز

درس معلم ار بود زمزمه محبتي                  جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را

زشت ترين عملي كه هر وجدان پاكي را متالم و متاثر مي سازد تنبيه بدني كودكي است كه  حتي نمي تواند از خودش در مقابل رفتار خشونت آميز  دفاع نمايد. متاسفانه برخي از والدين و معلمين محترم براي كودك تحت تعليم و تربيت خود زمانيكه او مرتكب عمل اشتباه و ناشايستي مي شود مثلآ از دستورات سر پيچي مي كند، تكاليف درسي اش را انجام نمي دهد و .... او را به باد سرزنش و تحقير گرفته و به تنبيه بدني او اقدام مي كنند و دليلشان نيز اين است كه اين عمل را براي تاديب و تربيت كودك لازم و ضروري مي دانند اما بايد به اين نكته مهم توجه نمود كه تنبيه بدني اثر بسيار ويرانگري را روي شخصيت در حال شكل كودك مي گذارد و او در اثر تنبيهات و مجازاتهاي شديد و ناعادلانه ضمن اينكه دچار افت تحصيلي ميگردد بعد از مدتي عنان صبر و شكيبايي خود را از دست داده و عاقبت از محيط خانه و مدرسه گريزان مي شود و اگرهم اين كار اتفاق نيفتد كودك معصوم در اثر رفتار هاي غلط و خشونت هاي اعمال شده كه روح و روان او را سخت آرزده خاطر می سازد در بزرگسالي به جواني عاصي و بي عاطفه و كاملآ خشن تبديل مي شود و به انجام هر فعل ناشايستي دست خواهد زد .

والدين و معلمين عزيز اين سوء تفاهم از مطالب بنده حاصل نگردد كه من معتقدم بايد كودك در هر عملش آزاد باشد و اصلآ مورد مواخذه قرار نگيرد بلكه منظورم اين است که ما بايد با روشهاي درست و اصولی تربيتي او را مورد باز خواست قرار دهیم و در فكر و انديشه كودك نوعي نگرش مثبت به دوري از عمل خلاف ايجاد كنيم تا در سايه چنين علم و آگاهي که به کودک می دهیم او با ميل و خواست دروني اش از كار بد دوري گزيند و در اين صورت است كه بين ما و كودك يك رابطه عاطفي و صفا و صميميت بوجود خواهد آمد .اگر نتوانيم اين كار را انجام ندهيم كودك با خشونتي كه از ما سراغ دارد تنها در ظاهر و آن هم بخاطر ترس از كتك خوردن عمل نا شايست خود را ترك مي نمايد و قطعآ عمل خود را در خفا و دور از چشم ما با شدت بيشتري ادامه خواهد داد. البته درست است كه بعضآ كار هايي بسيار ناشايست از كودك بوقوع مي پيوند كه نمي توان با پند و اندز و نصيحت كودك را به راه راست هدايت نمود در چنين مواقع حساسي نيز بايد خوب دقت كنيم و به دنبال علت و انگيزه عمل بگرديم و با از بين بردن آن از بروز خلافكاريهاي بعدی كودك ممانعت بعمل آوريم.

يادآوري اين نكته ضروري است كه رفتار هاي غلط و تربيت هاي غير اصولي و نادرست والدين و اطرافيان و نيز شرايط نا مناسب و بد محيطي و اجتماعي است كه سبب مي شود روح و روان كودك متاثر گشته و او به واكنشهاي عصيانگرانه اقدام نمايد پس سعي كنيم هرگز از تنبيه بدني كه كودك  را در انجام عمل بد خود جري ساخته و تاثیر بدی نیز روی شخصیت او می گذارد استفاده نکنیم بلکه براي تعليم و تربيت کودک باید از روش محبت و نوازش در کنار سایر تنبیهات غیر بدنی که به روان کودک آسیب نرسانداستفاده نمود تا از عمل خلاف خود باز گردد پس اگر معتقديم تنبيهات براي آموختن علم و ادب به كودك لازم است بايد بدانيم كه همان علم ما را از اعمال هرگونه خشونت در حق كودكان منع نموده است.  


نوشته شده در تاريخ شنبه نهم مهر 1390 توسط فرامرز

بعضي ها با اينكه همه چيز دارند باز چشم به زندگي ديگران مي دوزند تا مبادا چيزي از آنها كم نيآورند آنها دوست دارند انگشت نماي اطرافيان باشند به همين سبب در لباس پوشيدن ، انتخاب اثاث منزل، تشريفات مراسمات و... بگونه اي عمل مي كنند تا يكه تاز ميدان رقابت باشند رقابتي كه هرگز پاياني براي آن نمي توان تصور كرد مسابقه اي كه سراسر تجمل گرايي ، اسراف و نتيجه اش گسترش روز به روز بيماري اپيدمي چشم و همچشمي در پيكره خانواده ها است و براي بهبود آن دارويي جزء ساده زيستي نمي توان تجويز نمود.

اين مسئله در مراسمات ازدواج نيز به خوبي خود را نشان مي دهد و در آن برخي خانواده ها فرصت خوبي بدست مي آورند تا قدرت و بالندگي مادي خود را با غرور به رخ ديگران بكشند و پز بدهند آنها بجاي اينكه به موضوع و هدف و شناخت طرف مقابل بپردازند كه ارتباط مستقيمي با آينده فرزندشان دارد به فاميل و آنچه آنها در مراسمات خود انجام داده اند مي انديشند تا كاري كند كه يك سرو گردن از آنها پيشي بگيرند و حواسشان اصلآ به اين نكته مهم نيست كه داشتن امكانات مادي و گرفتن مراسم پر زرق و برق آنچناني هرگز نتوانسته است براي كسي خوشبختي بيآورد و شيرازه زندگي زناشويي را از گسستگي نجات دهد اين قبيل كارها كه ناشي از غفلت است بجاي اينكه كانون خانواده را گرم و پر مهر سازد تنور اختلافات را در خانواده ها داغ مي نمايد و نتيجه آن از قبل مشخص است.

بنا براين در علت گرايش افراد به چشم و همچشمي بايد گفت علت اين رفتار و اعمالها را بايد در تربيت دوران كودكي جستجو نمود زمانيكه كودك بنا به رفتار اشتباه والدين مورد توجه قرار نمي گيرد و نياز هاي اساسي روحي و رواني او به ورطه فراموشي سپرده مي شود وقتي كه تحقير ها و سرزنش ها دل كوچك كودك را به درد مي آورد او در درون خود مي شكند و احساس حقارت و خود كم بيني مي كند او خود را كمتر و پايين تر از ديگران احساس كرده و به شدت اعتماد به نفس اش پايين مي آيد و به مرور احساس حقارت به عقده حقارت تبديل مي شود كه نيرويي مخرب بوده و فرد را به انجام هر كار نامعقولي وادار مي سازد بنا براين فرد براي اينكه بتواند روح خود را از اين حس موذي و عذاب آور رهايي بخشيده و از مخمصه و نا بساماني آن نجات دهد به انواع تفكرات نا سالم روي مي آورد كه خود نمايي و چشم و همچشمي در بزرگسالي يكي از آنها براي جلب توجه اطرافيان است.

بنابراين والدين عزيز چه بهتر است بجاي توجه به زندگي ديگران كه نتيجه اش حسادت و زنداني شدن روح انسان در قفس تنهايي است به نقاط ضعف دروني خود بپردازيم و سعي كنيم كمبودها يمان را بر طرف سازيم و با اصلاح رفتاري خود به آدمي موفق تبديل شويم تا ديگران نه بخاطر ثروت و مقام بلكه بخاطر انسانيت و نوع دوستي و موفقيت هايمان  به ما احترام بگذارند والدين گرامي هرگز كودك را كور كورانه به رقابت هاي ناسالم تشويق نكنيد زيرا نتيجه اش حسادت است بلكه مي توانيد از غبطه براي ايجاد تفكر سالم و در بوجود آوردن رقابتهاي درست و اصولي در كودكان استفاده كنيد كه نتيجه اش پيشرفت هاي شگرف مادي و معنوي است .

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم مهر 1390 توسط فرامرز

رشد تكلم در كودك متناسب با رشد جسمي و فيزيكي در او همراه است و اگر بنا به دلايلي از قبيل بيماري و ...در رشد و پرورش جسماني و بدني او خلل و مانعي وجود داشته باشد قطعآ رشد تكلمي او نيز دستخوش تغييرات خواهد شد لذا والدين عزيز بايد به رشد و سلامتي جسمي فرزندشان اهميت زيادي قائل شوند تا خداي نا كرده در زيبا سخن گفتن كودك معضلي بوجود نيآید.

عوامل متعددي در رشد تكلمي كودك اثر گذار مي باشد كه به شش مورد از اهم آن بطور خلاصه اشاره مي شود:

۱-رسيدگي به تغذيه خوب و مناسب كودك كه در بر گيرنده همه نياز هاي جسماني او باشد بسيار اهميت دارد و سوء تغذيه تاثير مخربي بر سلامت جسمي و در نتيجه رشد تكلمي او مي گذارد و بقول معروف : عقل سالم در بدن سالم است.

۲-جنسيت نيز در تكلم موثر است دختران زود تر از پسران زبان باز مي كنند ولي از شش سالگي به بعد اين پسران هستند كه گوي سبقت را از آنها مي ربايند.

۳-استرس، اضطراب، و هيجان را از زندگي كودك دور سازيد زيرا در اثر هيجانات زياد تكلم كودك غير طبيعي شده و ممكن است دچار دگرگوني و احتمالآ وقفه گردد.

۴-والدين عزيز عامل ترس در كودك بسيار اثر ويرانگردارد او را سرزنش و تحقير نكنيد و شخصيت كوچولوي فرزندتان را محترم بشماريد و اعتماد به نفس را از همان كودكي در او تقويت كنيد يادتان باشد ترس و تحقير در انسان عامل مهم و اساسي در عقب ماندگي هوش و ركود فكري است و در قدرت بيان او تاثير بدي مي گذارد.

۵-خانواده و محيط زندگي نيز در كودك بسيار اثر گذار است توجهي كه از سوي والدين و اطرافيان كودك به او مي شود خيلي در رشد تكلمي او اهميت دارد متاسفانه برخي پدر و مادرها آنقدر خودشان را غرق در مسائل زندگي نموده اند كه در محبت و حرف زدن با فرزندشان نيز وقت كم مي آورند اين ها نمي دانند كه با با اين كارهايشان چه ظلمي در حق فرزندشان مي كنند آنها موقع زبان باز نمودن كودك او را به حال خود رها مي سازند و به مهد كودك مي سپارند غافل از اينكه بسياري از نياز هاي اساسي كودك بدست فراموشي سپرده شده است.

۶-با توجه باينكه فكر و انديشه در انسان به تدريج بارور مي گردد و هر كسي كه بهتر سخن مي گويد بهتر نيز مي انديشد پس  والدين گرامي براي سخن گفتن و تمرين و تكرار با او بيشتر وقت بگذاريد تا كنجكاوي فرزندتان بطور صحيح اقناع شود با صبر و حوصله به حرفهاي او هر چند كم اهميت باشد گوش كنيد و به سوالا ت او پاسخ دهيد تا در اثر سركوب به عدم تكامل ذهني گرفتار نيآيد . پدر و مادر محترم همه سوالات فرزند شما از سازمان عقلي و فكري او صادر مي شود كه در تقويت هوش او بسيار مهم است پس اجازه بدهيد فرزندتان خودش فكر كند، خودش احساس نمايد، خودش بشنود و حرف بزند، خودش انتخاب داشته و تصميم بگيرد و... و شما تنها راهنماي او به مسير درست زندگي باشيد تا رشد كودك شما از همه لحاظ و از جمله رشد تكلمي هر روز بهتر از ديروز شود.


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم مهر 1390 توسط فرامرز

والدين براي تربيت نمودن فرزندان خود از چهار شيوه و الگوي تربيتي استفاده مي كنند كه خصوصيات هريك بطور خلاصه به شرح ذيل مي باشد:

۱-الگوي عدم محبت و سخت گيري به كودك:

در اين نوع شيوه ي تربيتي والدين قوانين و مقرات بسيار سخت و نا عادلانه اي را براي كودك وضع مي كنند مقراتي كه كاملآ غير منصفانه بوده و سبب ايجاد نوعي ترس غير منطقي از قبيل ترس از تاريكي ، ترس از شكست و عدم موفقيت و ....  در نهاد كودك مي شود كودكي كه در چنين محيط ناجور و ناسالم رشد و پرورش مي يابد اولآ: از محبت و نوازش و توجه والدين خود محروم مي ماند ثانيآ: مدام بايد سرزنش ها ، تحقير ها، خشونت ها، و سخت گيريهاي پدر و مادرش را تحمل كندثالثآ: هرگز در مقابل رفتار پسنديده و خوب خود تشويق و تمجيد نمي شود. لذا بيش از اندازه مطيع، سر بزير و سلطه پذير، و ترسو بار مي آيد  اضطراب و استرس و نگرانيهاي بي جا و افسردگي و حتي خودكشي را بايد از خصوصيات عاطفي اين كودكان بر شمرد.

۲-الگوي محبت و عدم قاطعيت:

محبت با يد به كودك به اندازه باشد و اگر از حد خود گذشت و افراط شد باعث مي شود كودك پر توقع، لوس و ضعيف النفس و وابسته به والدينش بار بيآيد و اين براي آينده كودك بسيار تاثير بدي را خواهد گذاشت در اين شيوه چون قاطعيت والدين وجود ندارد كودك هميشه از زير بار وظايف و مسئو ليت هاي خود فرار مي كند كودك در چنين خانواده اي هر چه را كه اراده كند و دلش بخواهد فورآ بدست مي آورد و قهر و گريه بهترين ابزار كودك براي رسيدن به خواسته هاي نا معقولش تلقي مي شود والدين نيز اگر بخواهند گاهآ براي فرزندشان سخت گيري كنند چون قاطعيت ندارند صبر مي كنند تا كاملآ عصباني شوند سپس از كوره در رفته و كودك را با شدت تنبيه مي كنند تنبيهي كه نا عادلانه بوده و با رفتار بد كودك هرگز همخواني ندارد و اين رفتار نسنجيده والدين به روان و روح لطيف كودك آسيب و ضربه مهلكي را وارد مي سازد.

۳-الگوي عدم محبت و عدم قاطعيت والدين:

اين شيوه را بايد بدترين و مخرب ترين الگو دانست كه در آن اولآ: هيچ نوع رابطه عاطفي و محبت و صفا و صميميت بين والدين و كودك وجود ندارد ثانيآ: كودك كاملآ به حال خود رها گشته و از سوي والدينش طرد و رانده شده محسوب مي شود و اگر رفتار خوبي نيز از كودك سر بزند مورد تشويق واقع نمي گردد و نتيجه بد اينگونه ا لگو سر خوردگي و ناكامي و عصيان و سر كشي در كودك است. زمانيكه نياز كودك به محبت و توجه والد ينش از طريق اصولي و درست اقناع نشود كودك مجبور مي شود با رفتار نا درست و نا شايست خود توجه آنها را بسوي خود جلب كند ولي از سوي والدينش بخاطر رفتارش مدام سرزنش و تنبيه مي شود كودك به مرور با خودش مي انديشد كه حتمآ مقصر اصلي اين تنبيهات و بي توجهي ها خودش است پس به احساس گناه گرفتار آمده و مدام خودش را سرزنش مي كند و اين ضربه محكمي از لحاظ روحي به كودك معصوم وارد مي سازد و سبب بوجود آمدن انواع نابسامانيهاي رواني  در روح پاك او مي شود.

۴-الگوي محبت همراه با قاطعيت پدر و مادر:

اگر والدين عزيز بتوانند بر احساسات عاطفي بي مورد و نا بجاي خود غلبه كنند و اين شيوه را بدرستي در تربيت كودك خود اعمال نمايند قطعآ بهترين و موثر ترين الگوي تربيتي است كه در آن والدين براي اصلاح و بهبود رفتار و تقويت استعداد هاي مثبت كودكشان هم از محبت استفاده مي كنند كه نياز و عطش روحي كودك را بر طرف مي كند و هم از قاطعيت كه جلوي رفتار نا شايست كودك را مي گيرد . در اين شيوه چون والدين به اصول درست تربيتي آگاه هستند اولآ: شخصيت كودك را كه بزرگترين سرمايه او است تخريب نساخته و زير سوال نمي برند دومآ:اگر هم براي رفتار بد كودكشان تنبيهي در نظر مي گيرند( منظور تنبيه بدني نيست) هر گز طوري رفتار نمي كنند كه تمام تقصير ها را گردن كودك بي دفاع باندا زند و او را مقصر جلوه دهند بلكه با باز خواست اصولي كودك و با محبت به او تفهيم مي كنند كه تنبيه فقط براي تغيير و بهبود رفتار خود او است تا  رفتار نادرست اوبطور صحيح اصلاح شود و مهارتهاي لازم را براي زندگي كسب نمايد.    


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 توسط فرامرز

ماهواره به عنوان يك وسيله ارتباط جمعي و اثر گذار در فرهنگ جامعه در بين خانواده ها در حال رشد است رشدي كه مي توان آن را شبيه به اپيدمي بيماري دانست كه حوادث تلخي را براي خانواده ها بوجود مي آورد و دختران را بيش از پسران از لحاظ روحي و جسمي به سوي فساد و تباهي مي كشاند.

درست است كه استفاده صحيح از آن توسط افراد متخصص و كارشناس مي تواند در بدست آوردن نيازهاي اطلاعاتي ،اقتصادي ،پژوهشي و ... كمك نمايد اما ماهواره با جذبه خاصي كه دارد بيشتر بين خانواده ها نفوذ و گسترس يافته است و متاسفانه خانواده ها نيز به استفاده اصولي از آن نا آگاهند و برخي از شبكه هاي مبتذل و مخرب نيز از همين فرصت استفاده نموده و در لباس خير خواهي ولي با نقشه هاي شوم خود بنيان خانواده ها را هدف قرار داده اند و اثرات بسيار ويرانگري را بر شالوده خانوادها وارد مي سازند رشد نا هنجاريها،انحرافات اجتماعي و اخلاقي و عاطفي و... از جمله گسترس معضل بد حجابي در بين قشر جوانان نمونه هايي از اين آفت و آسيب در جامعه محسوب مي شود كه با اصول و ارزش ها و اعتقادات ،فرهنگ و باورهاي ديني ما در تضاد  آشكار مي باشند.لذا مي توان گفت سر چشمه خيلي از طلاق ها و جدايي ها و اختلافات و درگيريهاي خانوادگي در اجتماع ناشي از عامل ماهواره است.

با كمال تاسف خانواده ها بدون اطلاع و توجه به اثر زيانبار ماهواره آن را بدون هيچ مقاومتي به حريم خصوصي شان وارد نموده و در نتيجه ناخواسته فرزندانشان را با ارزش ها و فرهنگ جامعه غربي آشنا مي سازند فرهنگي كه سراپا بي بند و باري و غفلت و دور شدن از مسير انسانيت و غوطه ور شدن در باتلاق گمراهي و تباهي است.

آري عزيزان ريشه اين بد بختيها را خودمان به خانواده تحميل كرده ايم و خودمان را نيز مقصر نمي دانيم زمانيكه كودكان و نوجوانان در سني قرار دارند كه زير بناي تر بيتي و شخصيتيشان ريخته مي شود آنها را با انواع برنامه ها و فيلم هاي مسموم رها مي كنيم تا هر آنچه را كه براي اميال خود بخواهند بدست آورند و در يك محيط نا سالم بزرگ شوند كه واكنش آن براي آنها بسيار گران تمام خواهد شد . آيا به نظرتان رها نمودن فرزندان در چنين فضاي شهوت انگيزي كاري منطقي است؟ قضاوت در اين باره را به عهده خودتان مي گذارم.

پدر و مادران محترم ، نيمي از نا بسامانيها و مشكلات روحي جوانان در جامعه ناشي از عوارض جنسي است جوان بي تجربه در اين دوران حساس و بحران خيز نياز به آموزش و نظارت و مراقبت هاي ويژه شما را مي طلبد او هرگزنمي تواند با مشاهده برنامه هاي وسوسه انگيز خواهشهاي نفساني خود را بدون پاسخ بگذارد در نتيجه به غرايز خود جواب مثبت مي دهد و در اينصورت است كه زمينه براي انحطاط و سقوط اش در منجلابهاي فساد مهيا خواهد شد.

والدين گرامي شما باغبان باغچه زندگي هستيد پس در تربيت گلهاي خوش بو و لطيف آن ( فرزندان) محتاطانه عمل كنيد و با تربيت صحيح خود آمادگيهاي انحطاطي را در وجود شان نابود سازيد تا خداي ناكرده اسير ديو شهوت نشوند . نگذاريد برنامه هاي گمراه كننده  روح و روان پاك و دست نخورده فرزندتان را آلوده سا خته و گل زندگيتان را پژ مرده نمايد.يادتان باشد يگانه عامل مثبت و مهم كه قادر است انسان را از انحرافات برهاند عامل دين و اعتقادات مذهبي است پس گوش به زنگ و محتاط باشيد و سعي كنيد بخاطر سلامت رواني و اخلاقي فرزندتان و داشتن جامعه اي سالم آنها را درست تربيت كنيد تا زمينه هاي انحراف و بحران تخفيف يافته و از بين برود و تنها شما با تربيت چنين فرزندان سليم النفس و پاكنهادي است كه مي توانيد به خودتان بباليد و افتخار كنيد . موفق باشيد   


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 توسط فرامرز

همه والدين براي شناخت و پرورش استعدادهاي مثبت فرزندانشان و تربيت آنان آستين همت با لا مي زنند و تلاش مي كنند تا روح و جسم فرزندشان را از علفهاي هرزه نا بسا مانيهاي روحي و رواني بزدايند آنها نگران و دلواپس آينده كودكشان هستند خصوصآ براي فرزند دختر بيشتر احساس آسيب پذيري در جامعه مي كنند در نتيجه مراقبت و حساسيت بيشتري را بخرج مي دهند تا جايكه بعضآ حد و اندازه را گم مي كنند و آنها را در حصار محدوديت هاي بي جا نگه مي دارند اما هرگز نبايد بخاطر نگراني از آينده كه هنوز نيامده وضعيت كنوني كودك را كه موقع شكل گيري شخصيت آينده او است فراموش كنيم و او را فقط بخاطر دختر بودن در چهار چوب ممنوعيت هاي غير اصولي به بند كشيم و از مواهب زندگي محروم سازيم.

بايد فرزندمان را طوري تربيت كنيم كه روي پاي خود بايستد فرقي ندارد كه كودكمان پسر باشد يا دختر زيرا جنسيت ملاك رجحان و برتري از لحاظ استعداد و توانايي نيست و دختران تنها احساسات و عواطفشان بيشتر از پسران است و در اين خصوص نيز شما بايد با تربيت درست به او ياري برسانيد تا قادر باشد احساسات خود را كنترل نموده و در زمان تصميم گيري با منطق عمل نمايد در زمان انتخاب همسر نيز دقت كافي نمايد و اگر منطقي رفتار كند يقينآ از بسياري عوارض و مشكلات بعدي جلو گيري خواهد شد.

بنابراين والدين عزيز اگر مي خواهيد دختري كامل و نمونه با شخصيتي عالي تربيت كنيد موارد ذيل به حضور پيشنهاد مي گردد:

۱-تلاش كنيد روح و روان دخترتان را از همان دوران كودكي به زيور معنويات بيآراييد تا ظاهر زيبا ارزش و مفهومش را از دست بدهد مطمئن باشيد فرزندتان با داشتن اخلاق نيك و پسنديده مورد پذيرش اطرافيان واقع گرديده و به شخصيت والا دست خواهد يافت.

۲-سعي كنيد شناخت و درك فرزندتان را از ارزش وجودي خود بالا ببريد و به او تفهيم كنيد كه وجود زن سرشار از عشق و محبت و عواطف است ولي با تفكر و منطق و كنترل احساسات مي تواند بين آن دو تعادل ايجاد نموده و از شكنندگي خود بكاهد.

۳-والدين عزيز مسائل عاطفي را دست كم نگيريد و قلب دخترتان را با اسلحه محبت تسخير كنيد تا در بزرگسالي در مقابل نگاههاي آلوده ولي در ظاهر محبت آميز جنس مخالف خود را نبازد و به بيراهه انحراف كشيده نشود.

۴-مادران محترم رابطه دوستانه و صميمي توام با اعتماد متقابل و صداقت با فرزندتان داشته باشيد تا به راحتي بتوانيد باورهاي خودتان را بصورت اصولي و نه با چماق اجبار به او انتقال دهيد.

۵-يك دختر شايسته جايگاه واقعي خود را به عنوان فرزند، مادر بودن، و همسر بودن بخوبي تمييز مي دهد و به وظايف خود عمل مي كند.

۶-سعي كنيد ضمن تربيت خوب فرزندان آنها را در كسب و بدست آوردن موقعيت هاي تحصيلي و شغلي مناسب در حد توان خود ياري برسانيد.

۷-احترام به شخصيت فرزند در همه مراحل و سنين ضرورت دارد پس آنها را با اعتماد به نفس عالي و از لحاظ شخصيتي قوي و محكم پرورش دهيد در اينصورت است كه نيازي به مراقبت و همراهي دائمي و هميشگي شما با او نخواهد بود.

۸-براي بهبود رفتار غلط فرزندتان به هيچ وجه از چوب خشونت استفاده نكنيد بلكه بكوشيد با تربيت صحيح و تهذيب اخلاق كودكتان علت و انگيزه ارتكاب به خلاف را نابود كنيد  تا سبب ارتقاء شخصيت او گردد.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم شهریور 1390 توسط فرامرز

امروزه اكثرآ نوجوانان و جوانان از اينترنت استفاده مي كنند واز بسياري امكانات و تهسيلات بي شما ر آن از قبيل فعاليت هاي بانكي و دسترسي به انواع اطلاعات علمي و ساير اموري از اين دست بهره مند مي شوند فضاي مجازي امكان بر قراري ارتباط و تعاملات بين ا نسانها را در همه جاي جهان با كم ترين هزينه و صرفه جويي در وقت فراهم نموده و آنها به سادگي مي توانند به خواسته ها و نياز هاي خود دست يابند.بنابراين اينترنت وسيله مفيدي است كه با يد استفاده صحيح و درست از آن نمود تا در سايه استفاده نا معقول از آن دچار آسيب پذيري نشويم.

اينترنت و دنياي مجازي را بايد دنيايي مجزا و كاملآ متمايز از دنياي كنوني و واقعي دانست كه در آن فرصتي بي نظير براي جوانان بوجود مي آورد تا قادر باشند به سادگي براي خودشان هويتي جديد بسازنند هويتي كه آرزوي داشتن آن را در دنياي واقعي آن را در سر داشتند بخاطر همين موضوعات آنقدر اين محيط تازه براي جوانان جذ اب بوده و به آن دلبستگي پيدا مي كنند كه بيشترين وقت خود را با آن صرف مي كنند اين قبيل افراد كه مداوم با اينترنت مشغول هستند و هميشه آنلاين مي باشند به اينترنت اعتياد پيدا مي كنند و با استفاده متمادي و طولاني مدت و افراط در آن قطعآ دچار عواقب و پيامد هاي سوء و ناگوار آن مي شوند و از طرف ديگر چون والدينشان نيز مهارت لازم براي استفاده از اينترنت را نداشته و وقت كافي نيز براي نظارت و مديريت بر نحوه استفاده آنها را  ندارند مدام از اين عمل فرزندشان ابراز ناراحتي نموده و شكايت دارند و از تاثيراتي كه ممكن است اين فضاي گسترده بر زندگي فردي و اجتماعي آنها بگذارد نگران هستند در واقع بايد گفت كه حق با آنها است زيرا هيچ پدر و مادري دلش نمي خواهد آينده فرزندش تباه شود دليل آن هم اين است وقتي فردي وقت بيشتري را صرف استفاده از اين فضاي غير واقعي و مصنوعي مي كند ديگر زماني براي او باقي نمي ماند تا در دنياي واقعي اش بتواند با والدين و يا با ديگران ارتباط و تعامل سازنده داشته باشد در نتيجه فرصت تربيت و بدست آوردن مهارت زندگي فردي و اجتماعي از او گرفته مي شود و اگر اين اعتياد او ادامه يابد به تدريج زمينه هاي آسيب پذيري او به انواع ناراحتيهاي عاطفي و روحي از قبيل آشفتگي و عصبانيت و حتي افسردگي  بوجود مي آيد.

 والدين عزيزبراي رفع معضل اعتياد اينترنتي جوانان و برگرداندن آرامش روحي به آنها بايد توجه نمود كه بر خورد نا مناسب و شكستن غرور و شخصيت آنان با ممانعت و قطع اينترنت چاره كار نيست بلكه بايد شما براي ترك اين عادت زشت و ناپسند به فرزندتان كمك كنيد اينگونه كه مي توانيد با محبت و صحبت هاي منطقي و اصولي با او و آموختن اينكه افراط در هيچ كاري پسنديده نيست از فرزندتان بخواهيد بخاطر سلامت روحي خود زمان استفاده از اينترنت را كم نمايد همچنين مي توانيد با صرف وقت بيشتر و مشغول نمودن او به فعاليت هاي جايگزين و سود مند به تدريج او را از استفاده بي رويه و نابجا از اينترنت منصرف نموده و عادت بد او را از بين ببريد.


نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم شهریور 1390 توسط فرامرز

خانواده اولين و كوچكترين و در عين حال باداوم ترين نهاد اجتماعي است كه در آن والدين در شكل گيري و سازماندهي روابط و تعاملات و مديريت رفتار با فرزندان نقش مهمي را بر عهده دارند و با اتخاذ روشهاي اصولي  تربيتي كه بكار مي بندند در استحكام خانواده و سلامت روابط فرزندان تاثير بسزايي مي گذارند.

والديني كه تجارب كافي را دارند قطعآ در همه مراحل حساس در كنار فرزندان و همگام و هم سوء با آنها حركت مي كنند و با تربيت منطقي كودكان فضاي خانواده را براي آنها به يك فضاي صميمي و توام با آرامش و به دور از هر گونه تنش تبديل مي نمايند در چنين محيط سالمي است كه كودكان با پذيرش ارزش ها و هنجارهاي حاكم بر خانواده مي توانند به رشد شخصيتي كه مد نظر والدين است دست مي يابند

افرادي كه در دوران كودكي و نوجواني در يك محيط پر تنش بزرگ شده و از اصول درست تربيتي بي بهره مانده اند بعد از ازدواج يقينآ كيفيت روابطشان با فرزندان پايين آمده و تاثير بدي را بر آنها خواهند گذاشت بطوريكه علت اصلي اختلاف ميان فرزندان از همين رفتار هاي غير اصولي نشات مي گيرد بنابراين والدين بايد به نقش ا لگويي خود در تربيت فرزندان به خوبي  عمل كنند و در شرايط سخت و بحراني با اتخاذ تصميمات درست و منطقي راهناي عملي فرزندان در زندگي باشند .آنها بايد به مهمترين وظيفه خود يعني تحقق عدالت بين فرزندان جامه عمل بپوشانند و بين آنها با تبعيض رفتار نكنند زيرا تبعيض مسير حسادت – پرخاشگري و عصيان – دروغگويي – خودنمايي و ..... را بين فرزندان باز كرده و يك رقابت نا سالم را بين آنها بوجود مي آورد. پس بايد والدين در ريشه كني اين انحرافات اخلاقي و عاطفي بكوشند تا از تنش روابط بين فرزندان كم كرده و روابط دوستانه بيفزايند.

براي اينكه روابط بين فرزندان  بهتر و درست انجام گيرد و از اختلافات و تنش جلوگيري شود رعايت موارد ذيل به والدين پيشنهاد مي گردد:

۱-سعي كنيد شرايطي بدور از تبعيض در خانواده فراهم نماييد تا كودك احساس كند كه هميشه مورد توجه والدين است احساس طرد شدن و از دست دادن محبت والدين بدترين ضربه روحي را براي كودك ايجاد مي نمايد.

۲-جر و بحث هاي كوچك فرزندان را ناديده بگيرد و زمانيكه آنها با يكديگر روابط خوبي دارند تشويقشان كنيد.

۳-نياز ها و خواسته هاي احساسي – عاطفي و رواني كودك را بطور اصولي و صحيح اقناع كنيد .

۴-محبت از نياز هاي مهم روحي نوجوانان است پس شخصيت آنان را محترم بشماريد و فرزندتان را با شهد محبت خود سيراب سازيد.

۵-نوجوانان و جوانان بدنبال استقلال طلبي هستند پس فرصت استقلال و تصميم گيري در امورات را برايشان فراهم سازيد و خواسته هاي نامعقول خودتان را به آنان تحميل نكنيد .

۶-آزادي مشروط فرزندتان را از او نگيرد زيرا محدوديت و ممنوعيت عامل عصيانگري و نا سازگاري و تنش است .

۷-با فرزندتان با ملاطفت و ملايمت و مهرباني برخورد كنيد و با صحبت هاي منطقي و در حد درك و فهم كودك به او كمك كنيد تا درون خود خارج گردد و با لمس واقعيات و حقايق پيرامونش از حالت عصيان و پر خاشگري دست بردارد و يادتان باشد اگر بر قراري ارتباط با فرزندان در دوران كودكي به درستي و اصولي انجام گيرد در نوجواني ارتباطشان تنگاتنگ خواهد شد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 توسط فرامرز

خداوند متعال هزاران استعداد مثبت در وجود انسان نهاده است و ما تنها توانسته ايم از تعداد معدودي از آنها استفاده كنيم و بيشترشان به علت عدم شناسايي و تقويت بصورت بلا استفاده و كشف نشده باقي مانده است لذا مي توانيم با گذاشتن وقت و دقت بيشتر اين استعداد ها را در وجود فرزندمان كشف كرده و با تقويت آنها نو آوري و ابتكار و خلاقيت را در او شكوفا سازيم تا به راحتي پله هاي موفقيت و ترقي را يكي پس از ديگري بالا بروند.

بنابراين والدين گرامي اگر به كودكتان بيشتر و بهتر و اصولي نر توجه كنيد و هر چه در توان داريد را براي تربيت او بكار بنديد قطعآ مي توانيد صاحب فرزندي تيز هوش و خلاق باشيد به همين منظور مواردي را جهت استفاده شما عزيزان پيشنهاد مي كنم:

۱-از عوامل موثر در پرورش استعدادهاي مختلف كودك دادن آزادي عمل مي باشد بنابراين با ايجاد محدوديت ها و ممنوعيت هاي غير منطقي و بي جا خلاقيت و نوآوري را در فرزندتان سركوب نكنيد بلكه با فراهم نمودن و اعطاء مسئوليت هايي در حد توانايي او ( البته با رضايت فرزندتان نه با اجبار) ضمن ايجاد روح مسئو ليت پذيري در جهت شكوفايي استعداد هاي نهفته كودك بكوشيد.

۲-تجربه نمودن براي آموختن و ياد گيري كودك الزامي است پس با آموزش و راهنمايي و تشويق كودك ترس او را در انجام فعاليت هاي فني از بين ببريد و سعي كنيد با ايجاد جسارت و شجاعت و اعتماد به نفس حس نو آوري را در فرزندتان تقويت كنيد.

۳-كودك را به مكانها و محيط هاي نا آشنا ببريد تا تجربه هاي تازه بدست آورد و بر وسعت ديد و تفكر او افزوده گردد چراكه اگر انسان چيزي را بشنود و آن را ببيند و سپس لمس نمايد هرگز از يادش نخواهد رفت و اين نوع ياد گيري پايدار و ماندگار خواهد بود.

۴-كودكتان را به مطالعه تر غيب كنيد زيرا مغز هرچه بيشتر بكار بيفتد ورزيده تر شده و زمينه هاي ابتكار در آن بيشتر مي شود.

۵-تكرار يك عامل پيشرفت و موفقيت محسوب مي شود پس اگر فرزندتان در انجام كاري شكست خورد با خونسردي به او تفهيم كنيد كه او فقط شكست خورده است و شخصيتش آسيبي نديده است پس با دقت بيشتر و براي رسيدن به موفقيت دوباره فعاليت خود را تكرار نمايد.

۶-بازيهاو سرگرميهاي خوب ذهني مي تواند كودك را به تلاش فكري وادارد و تغذيه فكري مناسبي براي افزايش قوه تخيل و حافظه او باشد.

۷-تغذيه خوب و درست از غذاهايي كه مي تواند بر كاركرد مغز انسان تاثير گذار باشد .

۸-هرگز سعي نكنيد به عوض كودك فكر كرده و تصميم بگيريد چون قدرت تفكر از كودك گرفته مي شود و كسي كه فكر نكند هرگز دست به ابتكار و خلاقيت نخواهد زد پس فرزندتان را در حد مشروط و معقول در تصميم گيري اش آزاد بگذاريد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم شهریور 1390 توسط فرامرز
همه كودكان مانند فيلم هاي عكاسي حساس و تاثير پذيراند چون در دوران كودكي است كه خمير مايه شخصيت آنان شكل مي پذيرد و كودك راه و روش زندگي و ارتباط با ديگران و طرز سازش و وفق نمودن خود با محيط پيرامونش را فرا مي گيرد و نيز در اين دو ره است كه كودك مراحل احساس خود را مي گذراند تا به مرحله ادراك برسد لذا والدين بايد بيشتر مراقب رفتار و اعمال فرزندشان باشند و براي هدايت درست همه غرايز كودك و پرورش و ساختن شخصيت مثبت در او و نهايتآ بوجود آوردن تعادل و آرامش در روح و روان فرزندان از هر وسيله مفيد استفاده بهينه را به عمل آورند.

برخي كودكان در اثر روشهاي غلط تربيتي بسيار حساس و زود رنج بوده و نسبت به هر موضوع بي ارزش و كوچك محيطي فورآ اظهار ناراحتي نموده و واكنش رفتاري از خودشان نشان مي دهند معمولآ به واسطه همين حساسيت آنها است كه حس كنجكاويشان بسيار بالا بوده و قوه ادراك آنها كه مرحله دوم احساس است نيز زياد است و به اين سبب به سادگي مي تواند بر افراد ديگر تاثير بگذارند اين كودكان به صداهاي غير معمول – جاهاي پر جمعيت و شلوغ – تغييرات محيط زندگي و.....به سرعت عكس العمل نشان داده و احساس نا امني مي كنند و ناراحتيهايي را از لحاظ روحي براي خودشان و والدينشان بوجود مي آورند .اما چگونه مي شود با اين كودكان كنار آمد و برخورد صحيح نمود. والدين عزيز بايد قبول كنيم كه تخم اين حساس بودن را ما با روش غير اصولي در دل كوچك فرزندمان كاشته ايم بنابراين قبل از هر كاري ابتدا بايد سلامت رواني خود را بررسي كنيم تا اگر نا بساماني وجود داشت برطرف ساخته و سپس به سراغ تربيت فرزندمان برويم وقتي كه ما از حضور كودك در جمع جلو گيري مي كنيم – وقتي او را بخاطر موضوع كوچك تحقير و سرزنش مي كنيم – زمانيكه با تنبيهات و تبعيضات خود در روح لطيف او احساس طرد شدن و گناه را بوجود مي آوريم – وقتي كودك را از موهبت بزرگ بچكي كردن محروم مي سازيم و هزاران مورد ديگر بيچاره كودك بايد تاوان اشتباهات رفتاري ما را پس بدهد .پس والدين محترم با تربيت غلط در حق كودك ظلم نكنيد كودك را با محبت خود سيراب كنيد تا كمبود ها و اميال سركوب شده او كه در اثر بي توجهي شما باعث ايجاد زخمهاي رواني در وجودش شده است ازبين برود و در اينصورت تشنگي روح كودك را به كمبود محبت خواهيد فهميد. پدر و مادران گرامي وقتي مي بينيد مسئله اي فكر فرزندتان را مغشوش كرده است با آرامش و خونسردي با او رفتار كنيد اگر احساس ناامني مي كند او را از محيط مذكور بيرون ببريد هرگز براي رفع حساسيت كودك او را به زور و اجبار به انجام دادن كاري كه دوست نمي دارد مجبور نكنيد و يادتان باشد شما براي هميشه نمي توانيد موقعيت هاي حساس را كه سبب ناراحتي كودك مي شود از او دور سازيد پس تلاش كنيد به تدريج با بالا بردن حس اتكاء و اعتماد بنفس فرزندتان او را نسبت به چهار چوب كلي مسئله آشنا كنيد و با تفهيم و آموزش هاي منطقي در حد درك و فهم كودك حساسيت او را ازبين ببريد و بر توانايي او براي سازگاري بيفزاييد و يقين داشته باشيد او با هر آنچه كه در محيط اطرافش وجود دارد خود راوفق خواهد داد. بنا براين با كمي صبر و بردباري و نيز استفاده از روشهاي درست تربيتي ميتوان كودك را از صد ها ناراحتي و نابساماني روحي از جمله حساس بودن و زود رنجي رهايي بخشيد و او را به كودكي با نشاط و شاد و فردي معاشرتي و اجتماعي تبديل نمود.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم شهریور 1390 توسط فرامرز

اگر با عينك حقايق و واقعيت به وظيفه مادران در كانون خانواده بنگريم قطعآ معترف خواهيم بود كه مسئو ليت آنها هزاران مرتبه از پدران بيشتر و سنگين تر است و در اينصورت نقش مهم مادران براي ما به سادگي قابل احساس و لمس خواهد بود آنها علاوه بر انجام مديريت و امورات خانه وفعاليت در بيرون وظيفه بسيار سنگين تري در تربيت فرزندان دارند چراكه كودكان مدت زمان بيشتري را در كنار مادر خود بسر مي برند پس تاثير گذاري مادران بر رفتار و اعمال كودكان به مراتب بيشتر از پدران مي باشد.

اما اينكه گفته مي شود بهشت زير پاي مادران است بخاطر زحماتي كه آنها در انجام كارهاي خانه و نگهداري بچه ها و يا تحمل درد هاي سخت دوران حامگي و زايمان و... مي كشند نيست چراكه همه اينها جزء وظايف و كارهاي عادي هر زن در زندگي محسوب مي شود اين جمله زيبا فقط به جهت اهميت و ارزش قائل شدن به شخصيت والاي زن است  بخاطر حقي مي باشد كه مادران زحمتكش در تحمل سختي هاي زياد در تربيت نمودن فرزندان فداكار و دانشمند و شايسته و سالم از لحاظ عاطفي و اخلاقي برگردن جامعه خود مي گذارند فرزنداني كه خدمات مهم به جامعه مي نمايند و خداوند متعال نيز به زنان بخاطر تربيت و پرورش استعدادهاي چنين انسانهاي پاكنهاد و كامل با شخصيت ممتاز وعالي  اين نعمت ارزشمند را اعطاء فرموده است.

پس مادران عزيز تا قدرت و توان داريد بايد بكوشيد كانون خانواده را با هيزم محبت گرم نگهداريد و به اميد فردايي بهتر براي كودكانمان و داشتن جامعه اي سالم با ايمان به خدا و ايثار و فداكاري همه بار مسئو ليت هاي تربيتي فرزندان را با جان و دل پذيرا باشيد و به اين نكته مهم توجه كنيد كه جامعه زماني به سربلندي و مترقي بودن خواهد رسيد كه شما مادران گرانقدر بخاطر احترام خودتان ( بهشت زير پا داشتن) و براي آينده جامعه و فرزندان همه تلاش خود را انجام دهيد و مطمئن باشيد اگر قدر خود را خوب درك كرده و گامهاي مصمم تري را در اين راه برداريد قطعآ خود را شايسته و سزاوار مقام شامخي خواهيد نمود كه مكتب انسانساز اسلام براي همه شما عزيزان در نظر گرفته است پس يادتان باشد خواستن توانستن است.  


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم شهریور 1390 توسط فرامرز

همه پدران با هزاران سختي و مشكلات و گرفتاريهاي شغلي و افكار مغشوشي كه دارند هميشه دلشان مي خواهند نسبت به خانواده و فرزندان خود عاطفه و محبت بيشتري بخرج دهند و براي تامين نيازها و امكانات رفاهي و آسايشي آنها تلاش كنند شما هرگز نمي توانيد پدري را بيابيد كه به فرزند خود سنگ دل و نا مهربان باشد حتي زمانيكه او نسبت به فرزندش عصباني شده و خشونت مي كند يقين بدانيد اين رفتار او نشات گرفته از فشارها – استرس ها و نا بسامانيهاي روحي است كه در طول يك روز پر دغدغه سبب آزرده شدن روح و روان او گرديده است و بعد از فروكش نمودن خشم و تسلي اعصابش حتمآ از كرده خود پشيمان و نادم است پس همه پدران براي تامين آينده كودكشان زحمت و تلاش مي كنند و بخاطر اين عمل يعني كسب روزي حلال قابل ستايشوتحسين هستند اما آيا تنها وظيفه پدران در قبال فرزندان تامين امرار معاش آنها است؟

برخي از پدران عزيز از صبح تا شام فعاليت مي كنند و روز و شب نمي شناسند تا بتوانند ثروت زيادي براي كودكشان جمع كنند و آنها در آسايش زندگي نمايند اما غافلند از اينكه بخاطر آينده مبهم زندگي فعلي كودك و نيازهاي روحي او را ناديده گرفته اند گويا يادشان رفته كه آينده كودك را همين دوران حساس كودكي اش رقم مي زند پس اگر ما در اين دوران حساس و سر نوشت ساز آنچه را كه كودك نياز دارد از او بگيريم مطمئن باشيد در آينده كودكي خواهيم داشت كه دچار انواع نا بسامانيهاي روحي و رواني است پس يك پدرخوب و لايق و آينده نگر علاوه بر اينكه براي تامين احتياجات مادي خانواده خود تلاش مي كند به تربيت فرزندانش و تامين نيازهاي روحي و عاطفي آنها نيز اهتمام مي ورزد و غفلت نمي نمايد و براي ساختن زير بناي تربيتي و شكل گيري شخصيت آنها فعاليت مي كند . بنابراين اهم وظايف كه يك بايد در قبال فرزندان خود داشته باشد مي پردازم:

۱-با فرزند خود ارتباط عاطفي بيشتر برقرار كرده و در نتيجه بهتر مي تواند وظيفه راهنمايي و هدايت گري خود رابراي تربيت كودك درهمه مراحل زندگي اش انجام دهد.

۲-او نه تنها پدري دلسوز است بلكه يك دوست و رفيق صميمي و مشاور براي فرزندش است كه با او به احترام رفتار مي كند و با مهر و محبت در جهت ساختن شخصيت و هدايت او به سلامت رواني به شدت مي كوشد.

۳-با اصلاح و بهبود رفتار و اعمال خود و با تعليم اصول اخلاقي و تربيتي تلاش مي كند روشهاي برقراري يك ارتباط موثر با ديگران را براي كودكش بيآموزد و او را براي ورود به اجتماع و پذيرش بار مسوليتهاي زندگي مهيا و آماده مي سازد.

۴-كودك زمانيكه دلش بازي و تفريح مي خواهد هرگز به بهانه مانع اين كار نمي شود بلكه براي فرزندش وقت مي گذارد و همگام با او در جهت شنا سايي و مرتفع نمودن نياز ها و عقده هاي سركوب شده او گام بر مي دارد.

۵-فرزندش را با اعتماد به نفس بالا و مستقل و با كفايت تربيت مي كند و راه و رسم موفقيت در زندگي و غلبه بر مشكلات را به او مي آموزد به كودك تفهيم مي كند كه بايد بدون هيچ هراسي در برابر سختي ها ايستاد و آنها را از ميان برداشت.

۶-به كودك ياد مي دهد چگونگي انجام كار مهم نيست بلكه نفس انجام دادن كار اهميت دارد و تجربيات بزرگ از اين فرصت ها نشآت مي گيرند.

۷-او فرزندش را هرگز تحقير نمي كند كه سبب تضعيف اعتماد به نفس و شخصيت آينده او شود بلكه با دادن مسئو ليت هاي كوچك در او حس مسئو ليت پذيري را بيدار مي كند تا پذيراي بزرگترين مسئوليت هاي فردا شود.

۸-آزادي فرزندش را از او سلب نمي كند و به جاي او تصميم نمي گيرد بلكه با اعطاي آزادي مشروط به همراه ايجاد يك رابطه محبت آميز تلاش مي كند از بوجود آمدن زخم ها و عقده هاي رواني در او جلوگيري كند زيرا اين كار در بارور كردن ساير استعدادها و ساختن شخصيتي مثبت و عالي براي او كمك موثري مي كند.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم شهریور 1390 توسط فرامرز
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک